یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۵:۲۸
سرویس: گزارش
 |  ۲۷/ مهر/ ۱۳۹۴ - ۳:۵۲
  |   نظرات: يك نظر
2,046 مرتبه بازدید

خطیب نماز جمعه خور: حادثه کربلا به ما آموخت که چگونه خون بر شمشیر پیروز می شود

 

شیخ یعقوب شمسی، امام جمعه محترم کیش و امام جمعه سابق خور، خطبه های نماز جمعه این هفته را به حادثه خونبار کربلا از دیدگاه اهل سنت اختصاص داد. خلاصه متن سخنرانی ایشان که توسط سید محمدنور دانش تهیه شده است را در ادامه ملاحظه می فرمایید:

 

هزار و چهارصد سال و اندی از حادثه ناگوار عاشورا می گذرد. بیشتر در مورد مصیبت این حادثه صحبت شده و از چرایی این حادثه کمتر بحث شده است. اولا باید بدانیم امام حسین کیست و چه جایگاه و منزلتی ایشان نزد ما اهل سنت  دارد؟ ایشان ابو عبدالله قریشی هاشمی سبط پیامبرگرامی اسلام، و فرزند فاطمه زهرا و علی بن ابیطالب رضی الله عنهما بود. در سال ۴ هجری، پنجم شعبان چشم به جهان گشود. پیامبر در روز تولد او بسیار شادمان و مسرور گردید. کام او را با آب دهان خویش متبرک ساخت در حق او دعا نمود و نام او را حسین گذاشت. در دوران کودکی مورد عنایت و لطف بیش از حد پیامبر قرار داشت. هرگاه پیامبر به خانه فاطمه می آمد می فرمود دو فرزند مرا بیاورید. آن دو را می بوسید و می بویید و می فرمود این دو، دو گل خوشبوی من در دنیا هستند(هما ریحانتای فی الدنیا) و می فرمود من می جنگم با کسی که با آن دو دشمنی کند و صلح و دوستی دارم با کسی که با آنها دوست باشد. خلفای راشدین به فرزندان فاطمه مخصوصا به حسن و حسین ارادت خاصی داشتند. روزی خلیفه دوم از سهم بیت المال سهم بیشتری برای سیدنا حسن و حسین در نظر می گیرد. فرزندان او درخواست می کنند سهمی که به حسن و حسین داده به آن ها هم بدهد ولی خلیفه راشد قبول نمی کند و وقتی آنها اعتراض می کنند این جمله تاریخی را بر زبان می آورد و می فرماید که بروید پدری مانند علی و مادری مانند فاطمه برای من بیاورید تا سهم شما را زیادتر کنم.
اما دیدگاه اهل سنت در باره یزید:
یزید انسان نالایق و فاسدی بود. در مورد خباثت او همین بس و کافی است که مدینه پیامبر را به منجلیق بست و حادثه دلخراش کربلا و شهادت سیدنا حسین و یاران او به دست عمال یزید اتفاق افتاد. می گویند در میدان جنگ بعد از اینکه شهدای کربلا را می بیند این جمله را بر زبان می آورد: ای کاش پدران من کسانی که در جنگ بدر به دست حمزه و علی کشته شده اند می دیدند که چگونه من انتقام آنها را از فرزندان فاطمه گرفتم(یا لیت اشیاخی ببدر شهدوا…).
بعد از وفات معاویه، فرزند او یزید خود را به عنوان خلیفه مسلمین جا می زند و تعدادی را به زور و تهدید و پول از آنها بیعت می گیرد. اما بسیاری از صحابه بزرگوار پیامبر از بیعت با یزید خودداری می کنند چون یزید را قبول نداشتند و یزید لیاقت آن را نداشته بود. زیرا سیدناامام حسین می فرمود اگر شخص بی لیاقتی مانند یزید زمام امور مسلمین را به دست بگیرد دیگر اسلامی باقی نخواهد ماند. لذا نامه های متعددی از اکناف و اطراف مکه و مخصوصا از کوفه برای امام حسین می آید که یا امام،چاره ای بیاندیش و ما را از خلافت یزید خلاص کن و نامه های متعددی می نویسند و از ایشان تقاضا می کنند که به کوفه بیاید تا با ایشان بیعت کند و حکومت اسلامی را از چنگال این مرد فاسق در بیاورند و نجات پیدا کنند.

امام تصمیم می گیرد که به یاری این مردم بیاید و با تعدادی از یاران و اهل و خانواده خود به کوفه برود و وقتی که عبدالله ابن عباس و عبدالله بن عمرو بعضی دیگر باخبر می شوند که امام حسین قصد دارد به کوفه برود خدمت او می رسند و از ایشان درخواست می کنند که به کوفه نرود و با رفتن امام حسین مخالفت می کنند مخصوصا اینکه با خانواده برود مخالفت می کنند.
شاید برای کسی این سوال پیش آید که چرا این بزرگان با رفتن سیدنا حسین به کوفه مخالفت کردند؟ زیرا این بزرگواران از بی وفایی مردم کوفه باخبر بودند و می دانستند که مردم کوفه چقدر پدر بزرگوارش سیدنا علی رضی الله عنه را اذیت کردند تا جایی که امام علی از آن ها اینقدر متنفر بود که میفرمود:(دل مرا پراز خون کردید) یا میفرمود(یا اشباه الرجال ولیس برجال)….
اما سیدنا حسین در مقابل این بزرگواران می فرمود این ها از من استنجاد کردند و من باید به یاری آن ها بشتابم.
اما چه درسی از حادثه کربلا می گیریم؟ حادثه کربلا به ما یاد داد که چگونه با ظلم و ستم مبارزه کنیم و به ما یاد داد که می شود خون بر شمشیر پیروز گردد. حادثه کربلا به ما آموخت که هرکس که بخواهد با زور به قدرت برسد باید به زباله دان تاریخ بپیوندد. سیدنا حسین قیام کرد تا اسلام زنده بماند و امر به معروف و نهی از منکر بر جامعه حاکم شود. تا مساجد مملو از نماز گذار شود و ظلم وستم از دنیا برچیده شود. ما وقتی می توانیم حب حسین را در دل داشته باشیم که ادامه دهنده راه او باشیم. نه اینکه هر کس، شخصی را دوست داشته باشد و بر خلاف او عمل کند بگوید که من محب او هستم. این بعید است و در قیاس نمی گنجد. خدایا ما را از محبان و از ادامه دهندگان راه این بزرگان قرار بده. آمین. 


این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

One Response to “خطیب نماز جمعه خور: حادثه کربلا به ما آموخت که چگونه خون بر شمشیر پیروز می شود”

آخرین نظرات شما
  • به عنوان دوست(: به نوعی الگو برداری :' سعی در قدم گزاشتن به سوی آینده(; و به همراه هم! آروزی موفقیت برای هر دومان+) تشکر از رسانه و دوست عزیز به صرف انگیزه...
    حسین در: گفتگو با عرفان حمیده دانش آموز موفق خوری: در مدرسه خواجه نصیر، فرهنگ و معرفت آموختم.
  • ضمن تشکر و سپاس بابت مصاحبه کوتاه و مفید از سوی سایت خور ، برای آقا عرفان در همه عرصه ها آرزوی توفیق روز افزون را از خداوند متعال دارم....
    یونس قانع در: گفتگو با عرفان حمیده دانش آموز موفق خوری: در مدرسه خواجه نصیر، فرهنگ و معرفت آموختم.
  • یاد داشت آقای اورنگ را به طور کامل مطالعه کردم. ایشان پشت عنوان زبانشناس پنهان شده و منش خود را بروز داده و در مقاله شان چیزی به جز تمسخر و ناسزا گویی دیده نمی شود. آیا د...
    اوزی در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • با تقدیر و تشکر از دکتر محمد اورنگ و دکتر لیلا دیانت به خاطر جواب علمی که ارایه نمودند از این بزرگواران انتظار است که برای حفظ زبان لارستانی و متقاعد نمودن خانواده ها برا...
    در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • […] دکترای زبان شناسی  مقاله ای تازه نوشته اند که سایت خور آن را منتشر کرده […]...
    آفتاب لارستان – نگاهی نابخردانه به عنوان یک «کهن زبان» در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • احسنت...
    در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • والا اینکه بهش بگیم زبان هم زیادیشه ، با دوستت برو پیش یه تهرونی با زبون لاری با دوستت صحبت کن ، تهرونیه کل حرفت رو میفهمه اگه هم نفهمه حداقل 70 درصدشو میفهمه ، مقایسه کن...
    سلام در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • نام درست زبان لارستان كه در بر گيرنده لارستان كهن است لارستانى است و نام ساختگى اچمى ريشه تاريخى ندارد . البته لازم به يادآورى است كه در ايران بزرگ همه مردم به شكلهايى از...
    مازيار، از امريكا در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • اول زبان لاری بگوییم همه می خندند.گویش لاری ترکیبی ار لاری و کردی هست .اگر رسمیت میخواهیم بهش بدیم میگیم اچمی زبان .وگرنه اینم نیست .مدرک مهم نیست چیزی که مهم هست نوشته ه...
    گراشی در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • […] محمد اورنگ/ سایت خور: در نگاه اول منطقی می ­نماید و همگان را بر این نکته […]...
    آفتاب لارستان – نگاهی نابخردانه به عنوان یک «کهن زبان» در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
آمار بازدید:

بازدید امروز: 94 بازدید

بازدید دیروز: 166 بازدید

بازدید کل : 4289120 بازدید