سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸ ساعت ۹:۱۱
 |  ۸/ آبان/ ۱۳۹۴ - ۶:۴۶
  |   نظرات: يك نظر
2,307 مرتبه بازدید

می دانم که خدا خوب شنید اما کاش صبر خدا کمتر بود/ نوشته ای از موسی پورپلاش در باب کودکان کار

 

موسی پورپلاش: بهترین لحظات زندگی در انتظارش بود. جوانی، تحصیل، آینده. همه را رها کرد. یک نوجوان آمد و با تصمیم بزرگش خواست یک کلمه را برای ما تفسیر کند. او آرمان را معنا کرد. دفاع از وطن. از ناموس و از آزادی.
جنگ تمام شده. حسین فهمیده اگر زنده بود… او که دلش برای وطن و هم وطن می تپید اگر زنده بود…
راستش هنوز سیزده ساله هایی هستند که باید دست مریزاد بشنوند. آن قدر کوچکند که باید برایشان دل سوزاند. و آن قدر مرد هستند که باید سر تعظیم برایشان فرود آورد. همان هایی که از کودکی و نوجوانی تا لحظه مرگ کار می کنند. همان هایی که بازی و شادی و بچگی شان را باید خلاصه کنند. آن قدر خلاصه که مجبورند قبل از ده سالگی تمامش کنند. سن شان دو رقمی که شد مرد می شوند اگر هم نباشند باید بشوند.
با خود فکر می کردم چقدر سخت است تحمل کار برای یک نوجوان. اما این تراژدی قسمت دشوارتری هم دارد. آنجا که باید خاموش باشند. در واقع تحمل بار سنگین خانواده از یک سو. سکوت اجباری از سوی دیگر.
یک لحظه تصور کنیم فرزند نوجوانمان مجبور به کار کردن باشد. کارش به تناسب سن و جثه، سنگین باشد. به سختی صبح را به شب برساند. همه اینها به کنار. سخت ترش این است که حرف های سنگین بشنود. طعنه و کنایه و منت و محنت. اما هیچ کس نباشد که نزدش شکایت ببرد. تصمیم به ترک کار بگیرد. اما ناگهان فکر خانواده و تامین معیشت، میخکوبش کند. کلمه “چشم” ورد زبانش می شود طوری که در جواب ناسزا هم چشم بگوید.
شاهد بودم کودکی را که سر به دیوار می کوفت و با صدایی لرزان می گفت ای خدا خسته ام. خسته بود. نه تعارف داشت و نه عشوه بلد بود. به تمام معنا خسته بود. می دانم که خدا خوب شنید اما کاش صبر خدا کمتر بود! 


این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

One Response to “می دانم که خدا خوب شنید اما کاش صبر خدا کمتر بود/ نوشته ای از موسی پورپلاش در باب کودکان کار”

  1. مرجان گفت:

    کاش صبر خدا کمتر باشد…

آخرین نظرات شما
  • احسنت به حامیان فرهنگ غنی وبا فرهنگ لارستان بزرگ...
    لارستان مهد تمدن ها در: آهنگ زیبای “چراغ” را از مرحوم محمدرضا حقیقی لاری بشنوید
  • ینی داغون شدم.....
    در: دانلود تصنیف “همدم تو” با صدای مرحوم محمدرضا حقیقی لاری
  • عالی بود جناب شمسایی. سعی می کنیم به ارزوهایمان جامه عمل بپوشانیم البته با چاشنی برنامه ریزی و تلاش و تمرکز روی آن....
    اسماعیل در: سال نو و آرزوهای بر باد رفته!
  • خاطره ی معلم دهه ی چهل بسیار زیبا و قابل تامل بود. جالب بود بعد ازین سالها چگونه ایشان را یافته بودید. همیشه مهربانی در خاطه ها میماند و معلم خوب بخشی از وجود آدم میشود....
    اسحاق.ش در: روزی روزگاری خور: یادداشتی از معلم فومنی سال های ۴۶ تا ۴۹ خور
  • خاطره ی معلم دهه ی چهل بسیار زیبا و قابل تامل بود. جالب بود بعد ازین سالها چگونه ایشان را یافته بودید. همیشه مهربانی در خاطه ها میماند و معلم خوب بخشی از وجود آدم میشود....
    در: روزی روزگاری خور: یادداشتی از معلم فومنی سال های ۴۶ تا ۴۹ خور
  • ممنون دوست عزیز ازین درست توضیه دادین...
    در: افاغنه: بودن یا نبودن؟!
  • نوشته چه کاری صورت گرفته---آنچه نگرفته خارج از اختیار است باید من و شما (مردم) کاری کنیم.و .....
    بازیکن در: تلاش مردم و شورای اسلامی خور برای ساماندهی اتباع افغان
  • پس پس از دو سال فعالیت هنوز کاری صورت نگرفته....
    تماشاگر در: تلاش مردم و شورای اسلامی خور برای ساماندهی اتباع افغان
  • پنجشنبه بازار چرا این مدلی؟ تو کدوم شهر ...شنبه بازارشون این شکلی بوده ؟ که شما اومدین اینگونه اجراش کردین ؟ مشخصه که این طرح شکست میخوره؟ ...شنبه بازاری که ما دیدیم تو ش...
    خوری در: بازنشر: گفتگو با مهندس حلیمی شهردار خور
  • آفرین به گزارش و تصاویر زیبای شما و برگزارکنندگان این برنامه...
    عبدالله خوری در: جشنواره غذا با طعم نیکوکاری در خور برگزار شد + تصاویر

برای کسب اطلاعات و اخبار خور بیشتر از کدام گزینه استفاده می کنید؟

نتایج

Loading ... Loading ...
آمار بازدید:

بازدید امروز: 113 بازدید

بازدید دیروز: 152 بازدید

بازدید کل : 4275220 بازدید