چهارشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۵:۳۲
 |  ۱۵/ دی/ ۱۳۹۴ - ۵:۲۷
  |   نظرات: يك نظر
3,401 مرتبه بازدید

یادداشتی بر زبان لارستانی بر مبنای گویش عماددهی

 

رستم فتوت: در گستره فرهنگ و دستاوردهای تمدن بشری ، آنچه که از شگفتی و در عین حال از گستردگی و پیچیدگی فراوانی برخوردار است، پدیده زبان انسانی است و به دلیل همین شگفتی است که خداوند آن را یکی از آیات و نشانه های خود می داند. شاید ما نیز کمابیش در این زمینه اندیشیده ایم؛ مثلاً منطقه ای کوچک که شامل چند روستا یا شهر است با وجود اینکه از نظر جغرافیایی چندان از یکدیگر فاصله ای ندارد، اما با این وجود هر کدام از اهالی آنجا با گویش یا لهجه و حتی زبانی متفاوت از مناطق همجوار خود صحبت می کنند.

زبان لارستانی با این محدوده وسیع و گسترده ی خود نیز از این امر مستثنا نیست و گویش شهرستان هایی چون لارستان، خنج، گراش، بستک و… و بخش هایی چون اوز، بیرم، جویم، صحرای باغ و… با یکدیگر متفاوت است.

 

larestan

 

هر چند در زمینه زبان لارستانی، تحقیقاتی به صورت کلی و منطقه ای صورت گرفته است و پژوهشگرانی در داخل و خارج کشور در این زمینه دارای آثاری هستند؛ اما هنوز آنچنان که شایسته ی این زبان ارزشمند و ریشه دار است، کاری در خور و قابل توجه انجام نگرفته است. شاید بتوان آغازگر این راه را استاد ارجمند دکتر “احمد اقتداری” دانست. ایشان برای اولین بار در ایران در سال ۱۳۳۴ خورشیدی با نگارش کتاب «لارستان کهن و فرهنگ لارستانی» از لهجه های مختلف لارستان سخن به میان آورد.

در هر یک از بخش های لارستان نیز به صورت محلی نوشته ها، مقالات یا کتاب هایی نگاشته شده است. اما شاید بتوان گفت تنها بخشی که تاکنون پژوهشی در این مورد در آن صورت نگرفته است بخش صحرای باغ باشد و این امر خود می طلبد که پژوهشگران و زبان شناسان از این منطقه نیز غافل نباشند، چرا که زبان و گویش مردمان این منطقه و همچنین تاریخ و فرهنگ فولکلور آنان سرشار از ناگفته ها، رازها و ابهامات بی شماری است.

گویش عماددهی به گونه ای است که به دلیل ارتباط تنگاتنگ ساکنین آن با کشورهای حوزه خلیج همیشه فارس و همچنین به سبب دیرینگی و قدمت، آمیزه ای از واژه های زبان های مختلفی چون زبان پهلوی، زبان عربی، زبان انگلیسی و هندی است.

واژه های عربی چون: «غسّاله» به معنای ماشین لباس شویی ، دفّایه (بخاری) ، ثلّاجه (یخچال) و…

واژه های انگلیسی چون: «گِلاس» به معنای لیوان، “لِیت” به معنی چراغ ، لامپ و…

زبان هندی چون:” چپلی” (چپلا) به معنای دم پایی،” گَش” به معنای خوب و زیبا و…

نگارنده به سبب علاقه مندی به این موضوع؛ در حین مطالعه برخی از متون کهن ادبیات فارسی، پاره ای از واژه ها و اصطلاحات به کار رفته در متون را که هنوز در گویش عماددهی وجود دارد، برای خود یادداشت کرده ام که برخی از آنها را فهرست وار می آورم به این امید که آغازی باشد برای تحقیقات بیشتر :

۱- جوک زدن: زانو زدن

« پیش امیری و رئیسی چون این خدمت می کنی و در رکوع می روی و جوک می زنی، آخر آن امیر بر تو رحمت می کند» (فیه ما فیه) قرن هفتم

۲- بُچ : درون دهان ـ دهان

« چون در سخن آمد ، بوعبدالله باکو پنهان بُچ پرباد کرد و آهسته با خود گفت » (اسرار التوحید) قرن پنجم

۳- بِرتا : بگذار تا . . .

«وکیل جهود با خویش گفت : برتا من نیز در شوم» (اسرار التوحید)

«بل تا بدرّند پوستینم همه پاک از بهر تو ای یار عیار چالاک» (مرصاد العباد) قرن هفتم

۴- چپلی (چپلا) : سرپایی، دمپایی

«در هندوستان کفش سرپایی را چپلا و چمپل گویند» (شرح دکتر جعفر شهیدی بر مثنوی)

۵- شیر گرم : آب ولرم

«گفت آبش ده ولیکن شیرگرم گفت لاحول از توأم بگرفت شرم» (مثنوی معنوی) قرن هفتم

۶- گَش : خوب، چیز مطلوب، زیبا

«کی کند دل خوش به حیلت های گَش آنکه بیند حیله ی حق بر سرش»

«تا ز زخم لخت گاوی خوش شوم همچو کشته و گاوموسی گَش شوم» (مثنوی)

۷- یورت (یورد) : منزل عشایر (کلمه ای مغولی است)

«و چنگیز خان هرکس را موضع اقامت ایشان که یورت خوانند، تعیین کرد» (تاریخ جهانگشا ، ج ۱)

۸- پریر : پریروز

«گوگرد سرخ خواست ز من، سبز من پریر و امروز اگر نیافتمی روی زرد می» (منجیک بلخی)

۹- جواب واده : جواب بده

«خار در پا شد چنین دشوار یاب خار در دل چون بود، واده جواب» (مثنوی)

۱۰- نی : نیست

« …و هر چه را خواهد کند، مرادش را دافعی نی و قدرتش را مانعی نی» (کشف المحجوب)

۱۱- کاژ ( کاچ ) : احول، دوبین، لوچ

« …مانند کوری باشد که کاژی را سرزنش کند» (مقدمه ابن مقفع بر کلیله و دمنه)

۱۲- پای افزار (پوزار) : کفش

«زاهد شبان گاه به شهر رسید، جایی جست که پای افزار بگشاید» (کلیله و دمنه)

۱۳- پنگان (پنگو) : ظرفی سفالین که در آن مهیاوه ریزند (فنجان)

« اشکان دولت کرده حل، بر تیرش از روی محل این سبز پنگان از زحل، پیکان نو پرداخته » (خاقانی) قرن ششم

۱۴- کپیدن (پکیدن) : پودری را با کف دست در دهان ریختن و خوردن

«سفّ الدواء : بکپید دارو را، انداخت دارو را در دهن » (مقدمه الادب)

و کلمات بسیاری چون چخیدن (ستیزه کردن) بُشک (موی جلوی پیشانی)، چول (بیابان) هنیز (هنوز) بِمِرُم (بمیرم) مَگری (گریه نکن) کُه (کوه) سَلَندَر (سرگردان) شاخله زدن (شعله کشیدن) و…

همه مثال های فوق بیانگر این است که گویش عماددهی از دیرینگی و قدمت بسیاری برخوردار است و به سان سایر گویش های زبان لارستان ریشه در اعماق تاریخ و زبان نیاکان خود یعنی پهلوی دارد و نیازمند بازشناسی و واکاوی فعالان فرهنگی و دلسوزان این عرصه است.


 

  • با تشکر از رستم فتوت، کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی و عضو شورای شهر عمادده که این مقاله را برای سایت خور ارسال کرده اند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

One Response to “یادداشتی بر زبان لارستانی بر مبنای گویش عماددهی”

  1. فاضل گفت:

    جالب بود. ممنون

آخرین نظرات شما
  • لطفا با مجموعه جهاد دانشگاهی تماس بگیرید....
    ایوب محمودی در: ثبت نام دوره های تخصصی جهاد دانشگاهی مرکز لارستان آغاز شد
  • سلام و خسته نباشید هزینه دوره تربیت معلم سه سال اول چقدر هست و چقدر زمان میبره؟...
    معصومه در: ثبت نام دوره های تخصصی جهاد دانشگاهی مرکز لارستان آغاز شد
  • بسیار زیبا میشه لینک دانلود آهنگ بذار بباره نم نم بارون مرحوم محمدرضا حقیقی هم بگذارید....
    در: آهنگ زیبای “چراغ” را از مرحوم محمدرضا حقیقی لاری بشنوید
  • با سلام دوست عزیز از پاسخ و نظر شما ممنونم. بنده ممکن است واژه هایی را استفاده کرده باشم که از نظر خوانندگان اندکی تند به نظر برسد اما شما به جنبه های زبان شناسی این مطلب...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • ممنون از پاسخ شما حرف شما کاملا درست است و ما باید زبان لاری را حفظ کنیم . بنده در پایان نامه ی خود بر این امر تاکید کرده ام و همچنان هم در دانشگاه در حال مذاکره برای طرح...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • سلام دوست عزیز، ممنون از نظر شما ببینید حرف شما تا حدی درست است. اما آنچه معیار یک زبان و گویش یا لهجه است تنها درک بین فردی نیست. این معیار وجود دارد اما معیارهایی همچون...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • سلام آقای مازیار ممننو از پاسخ شما سخن شما درست است و بنده شما را برای بحث دقیق تر به این لینک که در آفتاب لارستان منتشر کرده ام و در مورد زبان های فارسی باستان و میانه ت...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • با سلام دوست عزیز ممنون از پاسخ شما ما خواسته ایم که با نگاهی دقیق وضعیت زبان شناسانه ی لاری را بررسی کنیم و بنده به عنوان یک فرد متولد شهر اهل در لامرد به هیچ شهری یا گر...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • به عنوان دوست(: به نوعی الگو برداری :' سعی در قدم گزاشتن به سوی آینده(; و به همراه هم! آروزی موفقیت برای هر دومان+) تشکر از رسانه و دوست عزیز به صرف انگیزه...
    حسین در: گفتگو با عرفان حمیده دانش آموز موفق خوری: در مدرسه خواجه نصیر، فرهنگ و معرفت آموختم.
  • ضمن تشکر و سپاس بابت مصاحبه کوتاه و مفید از سوی سایت خور ، برای آقا عرفان در همه عرصه ها آرزوی توفیق روز افزون را از خداوند متعال دارم....
    یونس قانع در: گفتگو با عرفان حمیده دانش آموز موفق خوری: در مدرسه خواجه نصیر، فرهنگ و معرفت آموختم.
آمار بازدید:

بازدید امروز: 26 بازدید

بازدید دیروز: 207 بازدید

بازدید کل : 4294174 بازدید