دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۹:۰۹
 |  ۸/ بهمن/ ۱۳۹۵ - ۵:۴۳
  |   نظرات: بدون نظر
1,162 مرتبه بازدید

گزارشی از جلسه شصت و سوم “انجمن ادبی بامداد” خور

 

عارف رفیعی: جلسه طبق روال همیشگی راس ساعت ۱۹:۴۵ دقیقه! آغاز شد. این بار یک نگرانی البته از نوع خوشایند آن از همان ابتدا بر جلسه حاکم بود. نگرانی به خاطر کمبود فضای دفتر کمیته برای میزبانی جلسات انجمن‌. اگر استقبال از جلسات انجمن اینچنین رو به فزونی باشد قطعا باید مکان دیگری برای برگزاری جلسات در نظر گرفته شود.

در ابتدای جلسه، احمد رضایی بر عکس سنت چندین جلسه اخیر به جای خوانش اشعار نیما، شعر معروف اخوان ثالث با عنوان “تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم” را خواند. پس از خوانش این شعر، بحثی مختصر در مورد معانی الفاظ و کلمات این شعر ملی گرایانه مطرح شد.
در ادامه یدالله خرمی شعری زیبا را خواند بدون این که شاعر را معرفی نماید و از حاضران خواست نام شاعر را بگویند. چند اسم از شاعران مطرح معاصر مانند سایه مطرح شد. اما خیلی زود مشخص شد که شاعر این شعر زیبا که عنوانش “تو کجایی باران؟” است ، ایوب محمودی شاعر توانای همشهری است.
در ادامه یلدا مهرآوران دو قطعه از عرفان نظر آهاری و قیصر امین پور را مثل همیشه به خوبی ارائه کرد. همچنین وی در بخش دیگری از جلسه ، شعری از خود با مضمون تقدیر از خیرین مدرسه ساز را خواند.
در ادامه معصومه تکاپوی، چند اثر ارایه شده از جانب دانش آموزان خوری در جشنواره صحبت لاری را معرفی کرد. موسی پورپلاش نیز شعری از پریسا احمدی و نیز قطعه کوچکی از فائزه اسماعیل نژاد را خواند. عارف رفیعی این بار نیز با کتاب آمده بود اما نه به قصد اهدا! بلکه به نیت معرفی. وی کتاب ” سعدی، شاعر عشق و زندگی” نوشته محمد علی همایون کاتوزیان را معرفی کرد.
میرحسین کامیاب غزل معروف حسین منزوی را خواند( از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم) و همچنین شعری به مناسبت واقعه دردناک پلاسکو.
یدالله خرمی در نوبت دوم، بخشی از شعر پرسوز “یادآر ز شمع مرده یادآر” که علی اکبر دهخدا به یاد میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل سروده است، را خواند.
فاطمه قطبا نیز شعری از قیصر امین پور را به زیبایی خواند.
آریا تاجدار یکی از کم سن ترین عضو جلسه بود که البته به همراه مادرش در جلسه حضور یافته بود. وی نیز دو بیت از مولانا را به خوبی قرائت کرد.
احمد رضایی در نوبت مجدد خود، قطعه ای از قیصر امین پور با موضوع جنگ را خواند.
و بدین ترتیب می توان گفت ناخواسته، قیصر سهم مهمی از جلسه را به خود اختصاص داد.
عالیه تاجدار سروده ای به نام کوهستانی از محمدرضا عبدالملکیان را خواند.
سمیه جوکار حکایتی نغز از گلستان، باب تربیت را ارائه کرد.
حامد شفیعی از کتاب ادبیات ایران در ادبیات جهان نوشته امیر اسماعیل آذر، مطلبی در مورد سعدی را خواند. حامد قبلا نیز از این کتاب برای جمع خوانده بود.
آخرین بخش جلسه به شاهنامه خوانی معصومه تکاپوی اختصاص داشت. وی قصه به سلامت عبور کردن سیاوش از آتش را خواند. در حاشیه این شعر حماسی و زیبا، بحثی در مورد شباهت اسطوره های ملل مطرح شد که قرار بر آن شد که جلسه ای خاص به این موضوع اختصاص یابد.
از میان حاضران جمع، محمود شمس و نازنین خرمی در این جلسه مطلبی را ارائه نکردند.
طبق برنامه تعیین شده یعنی برگزاری جلسات هر دو هفته یک بار، جلسات بعدی به ترتیب ۲۰ بهمن و ۴ اسفند برگزار خواهند شد.
با توجه به پیشنهاد یدالله خرمی مبنی بر توجه بیشتر به اشعار هوشنگ ابتهاج ( سایه ) و همچنین این نکته که ۶ اسفند، زادروز این شاعر ارجمند است، قرار بر این شد که جلسه ۴ اسفند با محوریت خوانش اشعار سایه برگزار شود هر چند که همچنان جلسه آزاد خواهد بود.
همچنین در این جلسه در راستای گسترش کتاب خوانی بین اعضا، هر یک از اعضا یکی از کتاب های نخوانده خود که قرار است به زودی بخواند را معرفی کرد. همه وعده دادند که کتاب های معرفی شده خود را حداکثر تا پایان نیمه اول سال ۹۶ بخوانند. در لیست کتاب ها هم رمان خارجی دیده می شود و هم ایرانی و هم مجموعه شعر شاعران عرب و نیز کتاب معروف شازده کوچولو. باید دید اعضا تا چه حد به تعهدی که به خود و گروه و فرهنگ عامه داده اند پایبند می مانند. 


این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

آخرین نظرات شما
  • ینی داغون شدم.....
    در: دانلود تصنیف “همدم تو” با صدای مرحوم محمدرضا حقیقی لاری
  • عالی بود جناب شمسایی. سعی می کنیم به ارزوهایمان جامه عمل بپوشانیم البته با چاشنی برنامه ریزی و تلاش و تمرکز روی آن....
    اسماعیل در: سال نو و آرزوهای بر باد رفته!
  • خاطره ی معلم دهه ی چهل بسیار زیبا و قابل تامل بود. جالب بود بعد ازین سالها چگونه ایشان را یافته بودید. همیشه مهربانی در خاطه ها میماند و معلم خوب بخشی از وجود آدم میشود....
    اسحاق.ش در: روزی روزگاری خور: یادداشتی از معلم فومنی سال های ۴۶ تا ۴۹ خور
  • خاطره ی معلم دهه ی چهل بسیار زیبا و قابل تامل بود. جالب بود بعد ازین سالها چگونه ایشان را یافته بودید. همیشه مهربانی در خاطه ها میماند و معلم خوب بخشی از وجود آدم میشود....
    در: روزی روزگاری خور: یادداشتی از معلم فومنی سال های ۴۶ تا ۴۹ خور
  • ممنون دوست عزیز ازین درست توضیه دادین...
    در: افاغنه: بودن یا نبودن؟!
  • نوشته چه کاری صورت گرفته---آنچه نگرفته خارج از اختیار است باید من و شما (مردم) کاری کنیم.و .....
    بازیکن در: تلاش مردم و شورای اسلامی خور برای ساماندهی اتباع افغان
  • پس پس از دو سال فعالیت هنوز کاری صورت نگرفته....
    تماشاگر در: تلاش مردم و شورای اسلامی خور برای ساماندهی اتباع افغان
  • پنجشنبه بازار چرا این مدلی؟ تو کدوم شهر ...شنبه بازارشون این شکلی بوده ؟ که شما اومدین اینگونه اجراش کردین ؟ مشخصه که این طرح شکست میخوره؟ ...شنبه بازاری که ما دیدیم تو ش...
    خوری در: بازنشر: گفتگو با مهندس حلیمی شهردار خور
  • آفرین به گزارش و تصاویر زیبای شما و برگزارکنندگان این برنامه...
    عبدالله خوری در: جشنواره غذا با طعم نیکوکاری در خور برگزار شد + تصاویر
  • چه جالب من چندین بار تاریکه بازار رفتم و حتی از بغل این مسجد رد شدم ولی هیچ وقت نفهمیدم آنقدر توش قشنگه...
    الهه در: تصاویری زیبا از مسجد باشکوه شافعیان کرمانشاه

برای کسب اطلاعات و اخبار خور بیشتر از کدام گزینه استفاده می کنید؟

نتایج

Loading ... Loading ...
آمار بازدید:

بازدید امروز: 27 بازدید

بازدید دیروز: 140 بازدید

بازدید کل : 4271452 بازدید