جمعه ۲۷ فروردین ۱۴۰۰ ساعت ۱۱:۳۱
 |  12/ جولای/ 2017 - 2:21
  |   نظرات: بدون نظر
2,404 مرتبه بازدید

دو روایت از سرقت های مشابه در خور و گراش

 

فریب پیرزن‌ها و ربودن طلاهای همراه آنان، شگرد سارقینی است که در گراش و خور اقدام به سرقت کرده‌اند. گریشنا می نویسد امروز سارقین به یک روش مشابه در گراش و خور اقدام به ربودن طلاهای دو پیرزن کردند. البته بعید نیست در شهرهای دیگر نیز سارقین از این شگرد استفاده کرده باشند.

آنچه در گراش اتفاق افتاد!

خانم سکینه قاسمی که بیش از هشتاد سال سن دارد، امروز سه‌شنبه ۲۰ تیرماه از نزدیکی مسجد امیرالمومنین (ع) در شهرک شهید دستغیب، در حال عبور بوده است. خانم قاسمی پیش از ظهر از خانه دخترش در حال بازگشت به خانه خود بود.

حسن کشاورز در گفتگو با خبرنگار گریشنا از مادرش نقل می‌کند: «یک ماشین سفید کنار مادرم می‌ایستد و خانمی پیاده‌ای می‌شود و این خانم می‌گوید در حال گردآوری کمک خیریه هستند و افراد مختلف طلا و چیزهای دیگر کمک کرده‌اند. سارقین می‌گویند که گردنبند و دستبند شما بدل است و خود مادرم  طلاها را باز می‌کند و نشان آن‌ها می‌دهد. آن‌ها هم برای چک کردن طلاها را بر می‌دارند و بعد پاکتی حاوی تسبیح و … به او می‌دهند و می‌گویند طلا را هم در همین گذاشته‌ام. سن مادر من زیاد است و متوجه شیوه کار آن‌ها نشده است. مادرم در خانه متوجه می‌شود که پاکت با روزنامه پر شده است.» خانم قاسمی در سلامت قرار دارد. عصر امروز پلیس ۱۱۰ در محل حاضر شده است و بعد از تهیه گزارش، برای تحقیقات بیشتر صحنه را بازسازی کرده‌ است. به نظر می‌رسد این شیوه‌ی عمل خلافکاران به عنوان یک نوع کلاهبرداری شناخته می‌شود، زیرا فرد خود طلاها را در اختیار آن‌ها قرار داده است. کشاورز که خود طلافروش است، در مورد اموال مسروقه می‌گوید: «سارقین یک النگو به ارزش حدود پنج میلیون و یک گردنبند به ارزش کمتر از سه میلیون را با خود برده‌اند.»

 

آنچه در خور اتفاق افتاد!

چند نفر بودند. گفتند ما مقداری پول خیر داریم که می خواهیم تقسیم کنیم. قبول می کنی؟ پیرزن می گوید بدهید به ملای مسجد. بعد می گویند النگوهای قشنگی داری. من تازه از مکه آمدم. عروسم سرطان داشته و می خواهم برایش طلا بخرم. النگوهایت را بده تا عیارش رو چک کنیم. پیرزن النگوی اولی را می دهد. می گوید متوجه عیارش نشدم. یکی دیگر را بده تا امتحان کنم. همین طور تا ششمی! بعد که همه النگوها را از پیرزن می گیرند در پلاستیکی که ادعا می کرده جانماز مکه است قرار می دهند و به او می گویند یکی را خودت بردار و مابقی را به دیگران بده و از پیرزن دور می شوند. پیرزن یک پلاستیک تحویل گرفته که مثلا النگو هایش در آن قرار داشته است. بعد از چند دقیقه که می خواهد النگو ها را بردارد می بیند النگویی در کار نیست و پایین آن پلاستیک هم سوراخ است. البته وقتی به منزل می رسد می بیند که آن جانمازها هم چند تکه روزنامه و مجله است! 


این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

آخرین نظرات شما
آمار بازدید:

بازدید امروز: 1174 بازدید

بازدید دیروز: 2502 بازدید

بازدید کل : 4787496 بازدید