سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۹:۰۱
سرویس: یادداشت
 |  ۲۱/ مرداد/ ۱۳۹۶ - ۴:۴۷
  |   نظرات: ۳ نظر
1,462 مرتبه بازدید

شهر شاد

 

عارف رفیعی: چند روز مانده به انتخابات شورا، در گفتگویی واتساپی با یکی از کاندیداها که الان یکی از اعضای شورا است، در مورد شعار های انتخاباتی او بحث می کردم. به او گفتم شخصا اگر کاندیدا بودم، یک شعار بیشتر نداشتم : ” شهر شاد”

در این نوشته می خواهم در مورد این شعار و مفهوم آن بیشتر بحث کنم.

بحث شادی و نشاط و تاثیر آن بر مکانیزم مناسبات اجتماعی مدت هاست که مورد پژوهش و کنکاش بوده است. در این نوشته مدعی نیستم مطابق آخرین یافته های علمی جامعه شناختی مطالب خود را مطرح می کنم. تنها به کلیاتی در مورد نقش شادی و نشاط در سلامت جامعه اشاره می کنم.

در لیست وظایف شوراهای شهر، به طور مستقیم نامی از “گسترش شادی” در اجتماع نیامده است اما بنا به دلایلی که در ادامه خواهیم دید، تحقق بسیاری از اهداف شورای شهر و به طور کلی تر سلامت جامعه با گسترش شادی راحت تر انجام می شود و چه بسا بدون داشتن جامعه ای شاد، جامعه سالم یک شعار است. بی جهت نیست که توجه جامعه جهانی به مفهوم شادی جلب شده است تا حدی که روز جهانی شادی در تقویم سازمان ملل گنجانده شده است و بسیاری از کشور ها برنامه ریزی های مشخصی برای داشتن جامعه ای شاد را دارند.

بدون داشتن جامعه ای شاد، جامعه سالم یک شعار است

اما واقعا چه رابطه ای وجود دارد بین شادی و نشاط اجتماعی با به عنوان مثال حل مشکلات اجتماعی در زمینه هایی مانند عمران، بهداشت و یا فساد مالی؟
در اینجا اصولا به تعریف دقیق شادی کاری نداریم و همان برداشت مرسوم از شادی را مد نظر قرار می دهیم. انسان شاد آمادگی بیشتری برای درک دیگران، اعتماد به آنها و کمک به تامین نیازهای دیگران دارد. چرا که وی با جامعه سر ستیز ندارد، جامعه را مقصر غم ها و مشکلات خود نمی داند، چون که اساسا غم بزرگی ندارد. و شکی نیست که مبنای پیشرفت در همه ابعاد یک مجموعه اجتماعی انسانی، درک و اعتماد متقابل و آمادگی برای کمک به دیگران است و انسان های شاد، بیشتر از انسان های غمگین و افسرده از این ویژگی ها بهره مند هستند.
مسول شاد کم تر از مسول غمگین تمایل به توطئه علیه پیشرفت دیگران دارد، به دلیل حس شادی و رضایت کمتر در پیشرفت دیگران سنگ اندازی می کند. همچنین انسان شاد، می تواند روحیه بالا و امید به پیشرفت که طبعا در وجود خود دارد را به دیگران نیز تزریق کند.
در هر زمینه کاری که بخواهیم مثال بیاوریم، انسان های شاد بهتر از انسان های غمگین با هم می توانند کار کنند. فرقی نمی کند که این زمینه آموزشی باشد یا عمرانی یا بهداشتی.

انسان شاد آمادگی بیشتری برای درک دیگران، اعتماد به آنها و کمک به تامین نیازهای دیگران دارد. چرا که وی با جامعه سر ستیز ندارد و جامعه را مقصر غم ها و مشکلات خود نمی داند

در ادامه بحث به دو کارکرد اجتماعی هنر و ورزش می پردازیم. هنر و ورزش علاوه بر کارکردهای شخصی، کارکردهای مهم جامعه شناختی دارند. اصولا هر چه تماس و تعامل انسان ها با هم بیشتر باشد، حس ” شبیه سازی” افراد نسبت به دیگران بیشتر می شود. شبیه سازی بدین معنا که وقتی من به بهانه هنر یا ورزش با دیگری در ارتباط باشم، به خوبی پی می برم که او نیز چون من یک انسان است با تمام نقاط مثبت و منفی. طبیعی است که این مساله به افزایش درک متقابل و مدارای من نسبت به آن شخص منجر می شود. همین مساله باعث کاستن از تنش های اجتماعی می شود. مدت هاست که جامعه بشری دریافته است که هنر و ورزش ابزارهایی قوی برای ایجاد گفتگو بین ملیت ها و اقوام مختلف هستند. شما اگر به عنوان مثال، همانند بسیاری در جامعه ما عرب ستیز باشید، به احتمال زیاد اگر با یک انسان عرب، در یک محفل هنری یا یک رویداد ورزشی، گفت و شنود داشته باشید، بسیاری از تصورات ناشایست از یک عرب که قبلا به دلایل مختلف در ذهن داشته اید، رنگ خواهند باخت. هر چه تعامل و تماس انسان ها به بهانه های مختلف از جمله ورزش و هنر، بیشتر باشد، این ذهنیت ها و سو تفاهم ها کمتر می شوند و به تبع آن جامعه ای سالم تر پدید می آید. البته تنها هنر و ورزش قابلیت ایجاد ارتباط انسانی را ندارند بلکه فرصت های دیگر مانند مراسم های عبادی، جشنواره و فستیوال و نمایشگاه کتاب و موارد مشابه نیز چنین فرصتی را در اختیار جامعه قرار می دهند.
همچنین وقتی انسان ها در یک فضای عمومی با هم در سینما فیلم می بینند، یا در ورزشگاه تیم مورد علاقه خود را با هم تشویق می کنند و یا در کنسرت موسیقی به هنرمند محبوب خود ابراز علاقه می کنند، در واقع خود را در معرض فرصت بی نظیر به اشتراک گزاری عواطف انسانی قرار می دهند. چنین انسان هایی که تجربه احساسات مشترک مانند کسب لذت هنری یا غم و شادی ناشی از عملکرد تیم مورد علاقه شان را داشته اند، در اجتماع نیز کمتر تمایل به ایجاد تنش یا ضایع کردن حق دیگران دارند.

تنها هنر و ورزش قابلیت ایجاد ارتباط انسانی را ندارند بلکه فرصت های دیگر مانند مراسم های عبادی، جشنواره و فستیوال و نمایشگاه کتاب و موارد مشابه نیز چنین فرصتی را در اختیار جامعه قرار می دهند

ورزش و هنر یک کارکرد مهم دیگر هم دارند: ارضای حس طبیعی رقابت افراد به شکلی سالم و بی هزینه.
از لحاظ جامعه شناختی، برتری جویی انسان ها بر یکدیگر و اثبات قدرت خود نسبت به دیگران، یکی از عوامل جنگ ها و درگیری هاست. رقابت هنری و مخصوصا ورزشی، این حس طبیعی را در مسیری سالم قرار می دهد. یک بعد توجه ویژه جامعه جهانی پس از جنگ های ویرانگر جهانی به مقوله ورزش به عنوان ابزاری برای رسیدن صلح جهانی، ریشه در همین دیدگاه دارد. هر یک از دو ملتی که در زمین ورزش می خواهند برتری خود را بر دیگری نشان دهد، در واقع وارد جنگی شده اند اما نه جنگی که عاقبتش ویرانی است.

کارکرد دیگری هم هست که خاص رویدادهای ورزشی است: بروز کم هزینه خشم های فروخورده. شکی نیست که بنا به دلایل مختلف، در جامعه ما بسیاری دارای خشم های فروخورده ای هستند که لازم است به شکلی کم خطر این خشم بروز کند. عوامل تلنبار شدن خشم می تواند بسیار متنوع باشد، از دیدن یک بی عدالتی آشکار گرفته تا رعایت نشدن حق خود در رانندگی. مهم این است که این خشم به روشی سالم تخلیه شود. اگر چنین نشود، نتیجه اش مثلا این می شود که یک مناقشه ساده خیابانی به یک دعوای تمام عیار تبدیل می شود و چه بسا پیامد سنگینی چون قتل دارد.
در زمینه نقش شور و نشاط و هیجان ورزشی در جامعه ما نیز کارهای پژوهشی متعددی انجام شده است. از جمله خوب به خاطر دارم که انجمن جامعه شناسی ایران حدود یک دهه پیش، نشستی در مورد بحث ” تماشاگر نماها” برگزار کرده بود. در آن نشست، نکته ای قابل تامل بیان شد. این که همین حرکاتی که به عنوان حرکات تماشاگر نما ها محکوم می کنیم، از دید جامعه شناختی یکی از سالم ترین راه های بروز و تخلیه خشم های فروخورده است. البته هدف من در این نوشته توجیه اخلاقی مواردی مانند فحاشی در ورزشگاه ها نیست، بلکه بیان این واقعیت جامعه شناختی است که فریادی که تماشاگر عصبانی بر سر داور یا مهاجم ناکارآمد تیم خودی می زند، در واقع ابزاری است برای تخلیه خشم های فروخورده او.
شاید بهتر باشد با استناد به سخن یکی از دوستان ورزشکار خود، مثال دیگری را مطرح کنم. این دوست ورزشکار که در زمینه بوکس فعالیت می کند، روزی به من گفت که کافی است که کیسه بوکس را به شکل شخصی که از وی متنفر هستی تجسم کنی، و تا می توانی به او ضربه وارد کنی. فردای آن روز، همان فرد را اگر ببینی، غیر از بوسیدن او کار دیگری نمی توانی انجام دهی. کاری به اغراق آمیز بودن یا نبودن این مثال ندارم، اما این واقعیت است که ورزش و هیجان آن، چه به عنوان ورزشکار و چه به عنوان هوادار، ابزاری قدرتمند برای تخلیه خشم های فروخورده است.

ورزش و هیجان آن، چه به عنوان ورزشکار و چه به عنوان هوادار، ابزاری قدرتمند برای تخلیه خشم های فروخورده است.

بعد از این همه صحبت در مورد اهمیت شادی و نشاط و هیجان، برگردیم به شهر و شورای شهر خودمان. به باور من بسیاری از معضلات شهر با گسترش شادی و نشاط تعدیل می شود.
بعد از پایان چهار سال دوران مسولیت اعضای شورا، شاید بسیاری ارزیابی شان از عملکرد شورا بر مبنای تعداد پروژه های عمرانی و بهداشتی و موارد مشابه باشد. اما من شخصا چنین سوالاتی را از اعضای شورای شهر خواهم پرسید :
چند مورد جشن و سرور خیابانی تدارک دیده اید؟
چند نمایشگاه عمومی برگزار شده است در شهر ما؟
چند کلاس هنری شکل گرفته است و چند موسسه فعال هنری داریم؟
چند رویداد ورزشی داشته ایم ؟
چند بار همایش هایی مانند پیاده روی خانوادگی داشته ایم؟
خلاصه این که چه کارهایی کرده اید که مردم بیشتر با هم در تعامل باشند و از همدیگر شناخت پیدا کنند و شادتر باشند؟

این مقاله پیش تر در شماره چهارم نشریه خورشید لارستان منتشر شده است. 


این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

3 Responses to “شهر شاد”

  1. بهنام گفت:

    بسیار مفید بود

  2. […] رفیعی/ سایت خور: چند روز مانده به انتخابات شورا، در گفتگویی واتساپی با […]

  3. یونس قانع گفت:

    سلام
    در کل تحلیل خوبی بود.امیدوارم در جهت رفع دغدغه شما تلاش گردد.
    موفق باشید.

آخرین نظرات شما
  • با تقدیر و تشکر از دکتر محمد اورنگ و دکتر لیلا دیانت به خاطر جواب علمی که ارایه نمودند از این بزرگواران انتظار است که برای حفظ زبان لارستانی و متقاعد نمودن خانواده ها برا...
    در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • […] دکترای زبان شناسی  مقاله ای تازه نوشته اند که سایت خور آن را منتشر کرده […]...
    آفتاب لارستان – نگاهی نابخردانه به عنوان یک «کهن زبان» در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • احسنت...
    در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • والا اینکه بهش بگیم زبان هم زیادیشه ، با دوستت برو پیش یه تهرونی با زبون لاری با دوستت صحبت کن ، تهرونیه کل حرفت رو میفهمه اگه هم نفهمه حداقل 70 درصدشو میفهمه ، مقایسه کن...
    سلام در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • نام درست زبان لارستان كه در بر گيرنده لارستان كهن است لارستانى است و نام ساختگى اچمى ريشه تاريخى ندارد . البته لازم به يادآورى است كه در ايران بزرگ همه مردم به شكلهايى از...
    مازيار، از امريكا در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • اول زبان لاری بگوییم همه می خندند.گویش لاری ترکیبی ار لاری و کردی هست .اگر رسمیت میخواهیم بهش بدیم میگیم اچمی زبان .وگرنه اینم نیست .مدرک مهم نیست چیزی که مهم هست نوشته ه...
    گراشی در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • […] محمد اورنگ/ سایت خور: در نگاه اول منطقی می ­نماید و همگان را بر این نکته […]...
    آفتاب لارستان – نگاهی نابخردانه به عنوان یک «کهن زبان» در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • احسنت.آنجا که جای حرف حساب است آنها حرف حسابی نداشته اند....
    ح توانا در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • واقعا ممنونم به خاطر چنین مطلب ارزشمندی. البته همچنان که خودتان عملا اشاره کردید مطالب سه گانه و هماهنگ! به وضوح دچار فقر تحلیلی بودند و برخورد با چنین مطالبی صرفا از روش...
    عارف رفیعی در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • درود فراوان بر شما باد همواره خداوند یارتان باد...
    در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»

برای کسب اطلاعات و اخبار خور بیشتر از کدام گزینه استفاده می کنید؟

نتایج

Loading ... Loading ...
آمار بازدید:

بازدید امروز: 124 بازدید

بازدید دیروز: 257 بازدید

بازدید کل : 4282417 بازدید