چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۴:۳۳
 |  ۱۶/ آذر/ ۱۳۹۶ - ۴:۰۵
  |   نظرات: بدون نظر
515 مرتبه بازدید

چرا ما رمین نشویم؟ نگاهی به وضعیت کتابخانه عمومی و کتابخوانی در خور!

 

کتابخانه ادیبان خور در سال ۷۸ به مساحت ۵۴ متر مربع افتتاح شده است. از افتتاح آن ۱۸ سال می گذرد. ما در طول این ۱۸ سالی که به داشتن یک کتابخانه عمومی به خودمان می بالیم هیچ نوع توسعه و پیشرفتی چه در زمینه جذب افراد علاقه مند به کتابخوانی، چه ساخت یک مکان مناسب برای کتابخانه و چه فعالیت های فوق برنامه نداشته ایم. شاید عجیب باشد اگر بدانیم امروز و بعد از گذشت ۱۸ سال تنها ۱۲۰ عضو فعال داریم و تعداد اعضای کلی آن از ۵۰۰ نفر تجاوز نمی کند. شاید اولین پرسشی که به ذهن همه ما می آید این است که مسئولیت اصلی این وضعیت بر عهده کیست؟ نهاد عمومی کتابخانه های کشور، خانواده ها، آموزش و پرورش، معتمدیان رییس کتابخانه عمومی لارستان، جمالپور مسئول کتابخانه ادیبان، شهرداری و شورا، یا همه ما؟ مگر می شود از عمر فعالیت یک کتابخانه عمومی ۱۸ سال بگذرد و نتوانسته باشد آنگونه که باید و شاید در ترویج فرهنگ کتابخوانی شهر کوچکی که جمعیت آن به اندازه برخی روستاهای کشور است موفق باشد؟ چگونه می توان درک کرد که ۸۰۰۰ نفر در یک شهر زندگی کنند و تنها ۱٫۵ درصد آن ها کتاب بخوانند و عضو فعال کتابخانه عمومی شهرشان باشند؟ ریشه یابی این معضل شاید چندان دشوار نباشد اما آنچه شاید دشوار و دور از ذهن باشد این است که چه کسانی باید مسئولیت این بی توجهی و کم کاری بیست ساله را بپذیرند؟ آن کسانی که در ساخت و تکمیل سالن آمفی تئاتر شهر خور کوتاهی کردند و فضای طبقه دوم آن مجموعه را که متعلق به کتابخانه بود را از دست کتابخانه گرفتند؟ و یا کسانی که از پرداخت سهم شهرداری برای توسعه و تجهیز کتابخانه عمومی شهرشان دریغ ورزیدند و آن را صرف مسائل دیگر کردند؟ متولیان شهر در این ۲۰ سال همه به نوعی در این کم کاری و بی توجهی دخیل هستند. وقتی در شهر خیرسازی چون خور که تمام بناهای آموزشی و بهداشتی و مذهبی را خیرین و با کمترین کمک دولتی ساخته اند چرا در ساخت یک مجموعه مناسب برای کتابخانه عمومی شهر ناتوان باشیم؟ چرا بنا به گفته معتمدیان مسئول کتابخانه های عمومی لارستان در یکی دو تا از روستاهای بیرم پیش از آنکه مجوزی داده شود به ساخت یک مکان مجهز برای کتابخانه عمومی شهر مبادرت می کنند ولی در خور که ۱۸ سال سابقه داشتن کتابخانه عمومی اش را یدک می کشد باید در یک مکان کوچک، شلوغ و بدون امکانات به فعالیت بپردازیم؟ شاید نام روستای رمین چابهار را نشنیده باشید اما بدانید که این روستای ۳۰۰۰ نفری توانسته با عزم جدی مردم فرهنگ دوستش، به دلیل فعالیت های گسترده در حوزه ترویج کتابخوانی و طرح ایده های نو، به عنوان روستای دوستدار کتاب و کتابخوانی معرفی شود. نکته جالب تر اینکه کتابخانه روستای رمین هم‌اکنون نزدیک ۶۰۰ نفر به عنوان عضو عادی و ۲۰۰ نفر عضو فعال دارد. یعنی در این روستای دورافتاده و کم امکانات چابهاری، اعضای فعال کتابخانه اش از شهری مثل ما بیشتر است. برای آنکه بتوان مردم را به کتاب و کتابخوانی آشنا کرد نه نیاز به هزینه های آن چنانی هست و نه نیازی به کمک دیگران. بلکه یک عزم نیرومند می خواهد و عشق به کار. عبدالحکیم بهار، کتابدار روستای رمین با اشاره به اینکه خودش در گذشته صیاد بوده و خوب درد صیادها را می‌شناسد می گوید: روی آب هیچ امکانات تفریحی وجود ندارد. ۴۵روز تا دو ماه روی آب بودن حوصله آدم را سر می‌برد. به این فکر کردم که سبدهای سیار کتاب‌خوانی راه بیندازیم تا صیادها هم کتاب بخوانند. این ایده خیلی زود با استقبال صیادهای بندر ماهیگیری رمین مواجه شد. وی افزود: صیادهایی که باید روزها روی آب زندگی کنند، حالا چند سالی است که سرگرمی جدیدی پیدا کرده‌اند؛ کتاب خواندن. آنها که سواد دارند برای آنهایی که سواد خواندن ندارند، کتاب‌ها را با صدای بلند می‌خوانند! کتابخانه روستای رمین حالا دیگر فقط یک کتابخانه نیست، بلکه پاتوق بیشتر بچه‌های روستاست. کتابخانه‌ای که اسیر شیوه سنتی امانت دادن کتاب نمانده است. بلندخوانی کتاب، نقد کتاب، دعوت از نویسندگان و شاعران و تماشای فیلم‌های کوتاه و… همه و همه اتفاقاتی است که در این کتابخانه کوچک روستایی رخ داده است و هنوز هم ادامه دارد. عبدالحکیم اما به همین وضع بسنده نکرده. رمین یکی از روستاهایی است که در «طرح جام باشگاه‌های کتاب‌خوانی» مشارکت کرده است. طرحی که هدف از اجرای آن ترویج کتاب‌خوانی در کشور است. راستی ما چرا رمین نشویم؟

_________________________

این مقاله پیش تر در شماره ششم نشریه خورشید لارستان منتشر شده است. 


این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

آخرین نظرات شما
  • یا حق سلام آقای محمودی، انتخاب عنوان مطلب و نوع پرداختن به محتوای مطلب مغرضانه است. به درستی عنوان نشده است که آیت الله فال اسیری برای این که گروه های دیگر حافظ را به نام...
    مرتضی اسدپور در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
  • یا حق سلام آقای محمودی، انتخاب عنوان مطلب و نوع پرداختن به محتوای مطلب مغرضانه است. به درستی عنوان نشده است که آیت الله فال اسیری برای این که گروه های دیگر حافظ را به نام...
    مرتضی اسدپور در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
  • بسیار عنوان بد و غیر حرفه‌ای انتخاب شده برای متن صرفا برای جنجالی بودن، عنوان نمی‌تواند به گونه‌ای باشد که مطلب را وارونه جلوه دهد. هر کس فقط عنوان را بخواند فکر ‌می‌کند...
    در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
  • خدا رحمتش کنه...
    در: گذری کوتاه به گذشته های خور: پای صحبت مرحوم حاج عبدالرحمن شاهدی + صدا
  • ان شاءالله در تمام مراحل زندگیت موفق باشی هنرمند عزیز...
    سعید اسماعیلی در: گفت و گو با مسعود رحیم زاده، خطاط و گرافیست برجسته خوری: “یک بوسه مادرم مرا خطاط کرد”
  • کاش در مورد یک بوسه مادر که اورا خطاط کرد توضیح بیشتری میخواستید...
    در: گفت و گو با مسعود رحیم زاده، خطاط و گرافیست برجسته خوری: “یک بوسه مادرم مرا خطاط کرد”
  • با ارزوي موفقيت بيشتر براي هنرمند عزيزو با افتخار شهرمون ❤️❤️❤️...
    عبدالله مهراوران در: گفت و گو با مسعود رحیم زاده، خطاط و گرافیست برجسته خوری: “یک بوسه مادرم مرا خطاط کرد”
  • سلام میشه کل آلبوم را بگذارید یا لینک دانلود بقیه...
    کوچی در: دانلود تصنیف “همدم تو” با صدای مرحوم محمدرضا حقیقی لاری
  • الان دیگه فضای مجازی و پارک و‌ مدرسه کوچه و خیابون پره از این حرفایی که میگین تو گیمنت میزنن گیمنت همه مشغول بازی هستن چی بشه یکی دو‌ تا حرف بد زده بشه آیا تا به حال بچه...
    علی در: گزارش مردمی از وضعیت گیم نت های خور: هیچ کس جوابگو نیست!
  • الحمدلله...
    سید در: یونس قانع بار دیگر به عنوان رئیس شورای اسلامی خور انتخاب شد

عملکرد یکساله شهرداری و شورای اسلامی شهر خور را چگونه ارزیابی می کنید؟

نتایج

Loading ... Loading ...
آمار بازدید:

بازدید امروز: 77 بازدید

بازدید دیروز: 177 بازدید

بازدید کل : 4238414 بازدید