دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۸:۳۵
سرویس: گزارش
 |  ۲۸/ آذر/ ۱۳۹۶ - ۲:۰۰
  |   نظرات: بدون نظر
692 مرتبه بازدید

گزارشی از سفر هیئت اعزامی خور به کرمانشاه

 

 

رضا فتحی: نه روز از زلزله گذشته بود اما انگار هواپیما حال و هوای پرواز به سمت کرمانشاه را نداشت. اما بالاخره بعد از دو و نیم ساعت تاخیر از شیراز به سمت کرمانشاه حرکت کردیم. چهارشنبه شب اول آذرماه ۹۶ به نمایندگی از شما مردم خونگرم و خیر خور وارد شهر کرمانشاه شدیم. برادری مهمان نواز از موسسه نیکوکاری احسان به استقبال ما آمد و ما را تا دفتر موسسه همراهی کرد و پس از نشستی با مدیرعامل محترم موسسه آقای محسن صادقی پور ضمن تشکر از همه ملت ایران به ویژه فارس، اطلاعات کلی را در مورد منطقه زلزله زده و نحوه خدمات رسانی به مردم مصیبت دیده بیان کردند. قرار شد در معیت همکاران شان از موسسه احسان صبح پنجشنبه از مناطق زلزله زده بازدید کنیم. با این که جلسه ذیروقت تمام شد(حدود یک و نیم بامداد) اما نمی دانم چرا صبح نمی شد؟! احساس ناخوشایندی خواب را از چشمانمان ربوده بود. احساس اینکه برادران و خواهران مان در هوایی سرد در چادر به سر می برند و ما…بالاخره خورشید طلوع کرد و به سمت مناطق آسیب دیده حرکت کردیم. ابتدا وارد شهر سرپل ذهاب شدیم. اولین چیزی که جلب توجه می کرد چادرهایی بود که بدون ترتیب و نظم خاصی کنار هم چیده شده بودند و در گل و لای ناشی از بارندگی، محصور در آب بودند و خانواده هایی که در مقابل این چادرها جمع شده بودند و حرف می زدند تا از بار روانی حادثه بکاهند. با هماهنگی به یکی از چادرها سر زدیم و با اصرار زیاد وارد چادر شدیم و فضایی در حدود دو متر در یک و نیم نشستیم تا مادری با دست های پینه بسته با چادر وارد شد و با زبان شیرین کردی از ما تشکر کرد. پدر خانواده نیز که بر اثر رنج روزگار غم های زیادی داشت اکنون یکی از پسرهایش را همراه با نوه اش در اثر همین زلزله از دست داده بود اما هر دو شاکر خدای عزوجل بودند. وقتی این صبر و شکیبایی را مشاهده کردم و این توکل بر خدا را دیدم فقط بر حال زار خود گریستم که ما با این همه ادعا کجاییم و آنها کجا؟! سپس به منطقه دشت ذهاب که از کانون های اصلی زلزله بود رفتیم. روستاها خسارت جدی دیده بودند. روستاهایی با ۹۰ یا  ۱۰۰ درصد خسارت که نیاز به بازسازی کامل داشتند. در روستاهای کوییک عزیز و کوییک حسن و کوییک مجید و تپانی و قادری و سراب ذهاب توقف داشتیم و از نزدیک خانه های خراب مردمان دل آباد را مشاهده کردیم. به یکی از روستاها که وارد شدیم و در حال قدم زدن میان ویرانه ها بودم که صدایی توجه مرا به خود جلب کرد. پدر پیری که با زبان کردی مرا صدا می زد. به طرف او رفتم. دستم را گرفت و به سمت تلی از خاک برد که تا چند روز پیش خانه اش بود و اکنون با تمام وسایل منزلش و جهیزیه ای که در طول این ۴ سال برای دخترش تهیه کرده بود به ویرانه ای تبدیل شده بود. چند قدم جلوتر مادری بر روی ویرانه های منزلش ما را به چای دعوت کرد و اصرار زیادش سبب شد اجابت دعوت کنیم. برایمان چای آورد همراه با قند و خرمای خشک(خش خرک). همان خرما و چای که از کمک های مردمی به او داده بودند و تنها دارایی که در منزل داشت را برای پذیرایی ما آورده بود. در روستایی دیگر باز هم مادربزرگی را دیدیم که از گل های خانه ویران شده اش برای استحکام پایه های چادرش استفاده می کرد و بسیاری از این صحنه ها که مجال نوشتن شان در این مقال نیست. بعد از مغرب بود و هوا تاریک شده بود و رو به سردی که از مسیر ازگله وارد شهر تازه آباد مرکز شهرستان ثلاث باباجانی رسیدم. کل مردم شهر در بیش از ۵۰۰۰ چادر اسکان داده شده بودند. در این شهر خدمت فعالان موسسه خیریه هانای هه ژیران(پناه بی پناهان) رسیدیم. طبق گفته های ایشان ۲۰ الی ۳۰ درصد از منازل شهر تخریب و نیاز به بازسازی کامل دارند. سرمای سوزناک این منطقه زندگی در چادر را بسیار سخت کرده بود. تا جایی که وقتی از ماشین پیاده می شدیم پاهایمان از شدت سرما توان حرکت نداشت. اما در اوج این سرما، پزشکی را دیدم که از شمال کشور برای خدمت رسانی به این منطقه آمده بود و ۱۲ روز بود که بی وقفه کار می کرد و باز هم گفتیم به حال خود باید گریست…

ــــــــــــــــــــــ

این مقاله پیش تر در شماره ششم نشریه خورشید لارستان منتشر شده است.


این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

آخرین نظرات شما
  • لطفا با مجموعه جهاد دانشگاهی تماس بگیرید....
    ایوب محمودی در: ثبت نام دوره های تخصصی جهاد دانشگاهی مرکز لارستان آغاز شد
  • سلام و خسته نباشید هزینه دوره تربیت معلم سه سال اول چقدر هست و چقدر زمان میبره؟...
    معصومه در: ثبت نام دوره های تخصصی جهاد دانشگاهی مرکز لارستان آغاز شد
  • بسیار زیبا میشه لینک دانلود آهنگ بذار بباره نم نم بارون مرحوم محمدرضا حقیقی هم بگذارید....
    در: آهنگ زیبای “چراغ” را از مرحوم محمدرضا حقیقی لاری بشنوید
  • با سلام دوست عزیز از پاسخ و نظر شما ممنونم. بنده ممکن است واژه هایی را استفاده کرده باشم که از نظر خوانندگان اندکی تند به نظر برسد اما شما به جنبه های زبان شناسی این مطلب...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • ممنون از پاسخ شما حرف شما کاملا درست است و ما باید زبان لاری را حفظ کنیم . بنده در پایان نامه ی خود بر این امر تاکید کرده ام و همچنان هم در دانشگاه در حال مذاکره برای طرح...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • سلام دوست عزیز، ممنون از نظر شما ببینید حرف شما تا حدی درست است. اما آنچه معیار یک زبان و گویش یا لهجه است تنها درک بین فردی نیست. این معیار وجود دارد اما معیارهایی همچون...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • سلام آقای مازیار ممننو از پاسخ شما سخن شما درست است و بنده شما را برای بحث دقیق تر به این لینک که در آفتاب لارستان منتشر کرده ام و در مورد زبان های فارسی باستان و میانه ت...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • با سلام دوست عزیز ممنون از پاسخ شما ما خواسته ایم که با نگاهی دقیق وضعیت زبان شناسانه ی لاری را بررسی کنیم و بنده به عنوان یک فرد متولد شهر اهل در لامرد به هیچ شهری یا گر...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • به عنوان دوست(: به نوعی الگو برداری :' سعی در قدم گزاشتن به سوی آینده(; و به همراه هم! آروزی موفقیت برای هر دومان+) تشکر از رسانه و دوست عزیز به صرف انگیزه...
    حسین در: گفتگو با عرفان حمیده دانش آموز موفق خوری: در مدرسه خواجه نصیر، فرهنگ و معرفت آموختم.
  • ضمن تشکر و سپاس بابت مصاحبه کوتاه و مفید از سوی سایت خور ، برای آقا عرفان در همه عرصه ها آرزوی توفیق روز افزون را از خداوند متعال دارم....
    یونس قانع در: گفتگو با عرفان حمیده دانش آموز موفق خوری: در مدرسه خواجه نصیر، فرهنگ و معرفت آموختم.
آمار بازدید:

بازدید امروز: 51 بازدید

بازدید دیروز: 246 بازدید

بازدید کل : 4293824 بازدید