یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۳:۲۲
 |  ۱/ دی/ ۱۳۹۶ - ۲:۳۶
  |   نظرات: ۲ نظر
1,032 مرتبه بازدید

افاغنه: بودن یا نبودن؟!

 

این روزها بحث و گفتگو پیرامون اتباع افغانی که در خور زندگی می کنند بسیار است. در این میان افراط و تفریط های بسیاری نیز صورت گرفته است. از یکسو عده ای در شمایل یک فرد خارج نشین اروپایی دموکرات، هرگونه نقدی را بر مهاجرین افغان ناروا دانسته و از پذیرش بی چون و چرای آن ها با هر رنگ و مذهب و نژادی سخن می گویند و عده ای نیز نازی وار، به بیرون راندن همه آن ها از شهر اصرار می ورزند! آسیب شناسی این نوع برخوردهای تند نشان می دهد که در جامعه ما، هنوز فاصله برای ورود به یک مساله از نگاهی چند بعدی بسیار است. هنگامی که ما پیرامون بودن یا نبودن یک قشر خاص در جامعه صحبت می کنیم می بایست آن مساله را از همه ابعاد آن در نظر بگیریم. نخست بعد اجتماعی و تاثیرات آن. بعد اقتصادی و در نهایت بعد فرهنگی. در بعد اجتماعی باید در نظر داشته باشیم که همنوع دوستی در همه ادیان و مذاهب امری پسندیده است. مخصوصا هنگامی که پای کسانی در میان باشد که از نظر دین و مذهب نیز با ما اشتراکی داشته باشند. وضعیت ناامن کشور افغانستان از یکسو و بیکاری و مشکلات دیگر همه و همه باعث شده تا یک گروه، خانه و کاشانه خود را ترک گفته و به کشورهای دیگر پناه ببرند. حال نزدیک ترین کشور برای این مردم ایران است. ما مردمی هستیم که در طول تاریخ به فرهنگ مهمان دوستی و احترام به همسایگان شهره بوده ایم. اینکه الان چه شده اینگونه تاب دیدن یک مهاجر افغان را در شهر خود نداریم جای پرسش و البته پژوهش دقیق است. این افغان ستیزی البته از منظری دیگر هم قابل توجه است. بیکاری و تورم بالا و مشکلات عدیده اجتماعی و سیاسی در کشور باعث شده تا مردم نسبت به حضور دیگران در این کشور حساس باشند. از سویی دیگر، در هر کشوری، شاخص ها و معیارهایی برای حضور مهاجرین در یک منطقه در نظر گرفته می شود که به نظر می رسد در ایران، این مساله یه هیچ وجه رعایت نشده و نمی شود. برای همین سیل مهاحرین در برخی مناطق از جمله جنوب فارس و برخی شهرستان های خاص از جمله لارستان و لامرد بیشتر می باشد و این مساله، حساسیت و واکنش مردم آن منطقه را در پی داشته است. در بعد اقتصادی اما قضیه کمی متفاوت می شود. شاید کمتر فردی در کشور باشد که نیروی کاری مهاجرین افغان را بر نیروی کار داخلی ترجیح ندهد. این مساله خود باز از ابعاد مختلف قابل بررسی است از جمله کار بیشتر در قبال دستمزد کمتر، حضور در مشاغل سخت و ریسک پذیر، بیمه نبودن کارگران افغان و عدم دغدغه پیمانکاران برای مساله بیمه و بازنشستگی و… همه و همه باعث می شود حتی برخی نهادها و ارگان های دولتی نیز نیروی کاری خود را از بین مهاجرین افغان تامین کنند. در بعد فرهنگی اما مساله به شدت حساس و قابل تامل است. حضور مهاجرین یک کشور با شیوه زندگی متفاوت و اخلاق و رفتار و فرهنگ خاص شان در یک کشور دیگر به مراتب تبعات خاص خود را در پی دارد. برخی رفتارهای نامناسب و آداب و رسوم غیرقابل قبول افاغنه در شهر باعث شده است تا مردم، به حضور آنان واکنش نشان دهند. به طور مثال نحوه استفاده نامناسب بچه های افاغنه از وسایل پارک شهر و یا حضور نامناسب آن ها در مراسم عروسی خوری ها و ایجاد بی نظمی و برخی رفتارهای زننده باعث می شود گذشته از اینکه مردم را نسبت به حضور این افراد حساس کند، چهره شهر خور را نزد افرادی که در پارک ها و عروسی ها حضور دارند خدشه دار کند. چرا که دیگران، اینگونه رفتارها را به پای مردم خور می نویسند نه مهاجرین افغان. علاوه بر این، بی سوادی و کم سوادی خانواده افاغنه باعث شده تا نسبت به مساله آموزش و پرورش و تربیت فرزندان شان کوتاهی صورت بگیرد. به غیر از تاکید همه آن ها به پایبندی به مسائل دینی، برخی این افاغنه از کوچکترین آداب شهروندی بی خبرند. حضور دانش آموزان افغان در مدارس نیز بر این حساسیت ها افزوده است. در کلاس های درسی که تعداد دانش آموزان افغان در آن به تعداد مشخصی برسد با اعتراض والدین و حتی خود دانش آموزان خوری روبرو می شویم. برخی رفتارهای نادرست مانند استفاده نامناسب از وسایل نقلیه شخصی مثل موتورسیکلت، توزیع مواد مخدر و… حتی توسط افراد کمی از افاغنه، حساسیت های بسیاری را در بین مردم ایجاد می کند. از این رو شاید شناسایی افراد خاطی و مشکل دار از همین مهاجرین افغان راه حل منطقی تری باشد تا اینکه همه آن ها را با یک چوب برانیم و برای همه شان حکم اخراج صادر کنیم. بنابراین به نظر می رسد که صرفا جمع آوری طومار برای تعیین تکلیف راجع به بودن یا نبودن افاغنه در خور مساله را حل نمی کند. چرا که ما هیچ گاه در پی ریشه یابی افزایش روزافزون این نفرت پراکنی ها نسبت به افاغنه و یا تلاش برای آموزش و راهنمایی آن ها و یا برگزاری جلسات با بزرگان آن ها برای کنترل وضعیت فرزندان شان در شهر نداشته ایم و بدون طی همه این مراحل، به صورت ناگهانی به اخراج آن ها حکم داده ایم. این مساله نیز فراموش نشود که خور تنها شهری نیست که مهاجرین افغان در آن زندگی می کنند. باید ببینیم برخورد مردم سایر شهرها از جمله شهر قدیم لار با این مهاجرین چگونه بود است.

ــــــــــــــــ

این مقاله پیش تر در شماره ششم نشریه خورشید لارستان منتشر شده است. 


این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

2 Responses to “افاغنه: بودن یا نبودن؟!”

  1. قنبر گفت:

    دوست عزیز افاغنه توی بستن جمع کلمه اشتباهه.افغانی ها یا افغان ها درسته

  2. ناشناس گفت:

    ممنون دوست عزیز ازین درست توضیه دادین

آخرین نظرات شما
  • به عنوان دوست(: به نوعی الگو برداری :' سعی در قدم گزاشتن به سوی آینده(; و به همراه هم! آروزی موفقیت برای هر دومان+) تشکر از رسانه و دوست عزیز به صرف انگیزه...
    حسین در: گفتگو با عرفان حمیده دانش آموز موفق خوری: در مدرسه خواجه نصیر، فرهنگ و معرفت آموختم.
  • ضمن تشکر و سپاس بابت مصاحبه کوتاه و مفید از سوی سایت خور ، برای آقا عرفان در همه عرصه ها آرزوی توفیق روز افزون را از خداوند متعال دارم....
    یونس قانع در: گفتگو با عرفان حمیده دانش آموز موفق خوری: در مدرسه خواجه نصیر، فرهنگ و معرفت آموختم.
  • یاد داشت آقای اورنگ را به طور کامل مطالعه کردم. ایشان پشت عنوان زبانشناس پنهان شده و منش خود را بروز داده و در مقاله شان چیزی به جز تمسخر و ناسزا گویی دیده نمی شود. آیا د...
    اوزی در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • با تقدیر و تشکر از دکتر محمد اورنگ و دکتر لیلا دیانت به خاطر جواب علمی که ارایه نمودند از این بزرگواران انتظار است که برای حفظ زبان لارستانی و متقاعد نمودن خانواده ها برا...
    در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • […] دکترای زبان شناسی  مقاله ای تازه نوشته اند که سایت خور آن را منتشر کرده […]...
    آفتاب لارستان – نگاهی نابخردانه به عنوان یک «کهن زبان» در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • احسنت...
    در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • والا اینکه بهش بگیم زبان هم زیادیشه ، با دوستت برو پیش یه تهرونی با زبون لاری با دوستت صحبت کن ، تهرونیه کل حرفت رو میفهمه اگه هم نفهمه حداقل 70 درصدشو میفهمه ، مقایسه کن...
    سلام در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • نام درست زبان لارستان كه در بر گيرنده لارستان كهن است لارستانى است و نام ساختگى اچمى ريشه تاريخى ندارد . البته لازم به يادآورى است كه در ايران بزرگ همه مردم به شكلهايى از...
    مازيار، از امريكا در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • اول زبان لاری بگوییم همه می خندند.گویش لاری ترکیبی ار لاری و کردی هست .اگر رسمیت میخواهیم بهش بدیم میگیم اچمی زبان .وگرنه اینم نیست .مدرک مهم نیست چیزی که مهم هست نوشته ه...
    گراشی در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • […] محمد اورنگ/ سایت خور: در نگاه اول منطقی می ­نماید و همگان را بر این نکته […]...
    آفتاب لارستان – نگاهی نابخردانه به عنوان یک «کهن زبان» در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
آمار بازدید:

بازدید امروز: 85 بازدید

بازدید دیروز: 166 بازدید

بازدید کل : 4289111 بازدید