دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۲:۳۵
 |  ۱/ دی/ ۱۳۹۶ - ۲:۳۶
  |   نظرات: ۲ نظر
1,154 مرتبه بازدید

افاغنه: بودن یا نبودن؟!

 

این روزها بحث و گفتگو پیرامون اتباع افغانی که در خور زندگی می کنند بسیار است. در این میان افراط و تفریط های بسیاری نیز صورت گرفته است. از یکسو عده ای در شمایل یک فرد خارج نشین اروپایی دموکرات، هرگونه نقدی را بر مهاجرین افغان ناروا دانسته و از پذیرش بی چون و چرای آن ها با هر رنگ و مذهب و نژادی سخن می گویند و عده ای نیز نازی وار، به بیرون راندن همه آن ها از شهر اصرار می ورزند! آسیب شناسی این نوع برخوردهای تند نشان می دهد که در جامعه ما، هنوز فاصله برای ورود به یک مساله از نگاهی چند بعدی بسیار است. هنگامی که ما پیرامون بودن یا نبودن یک قشر خاص در جامعه صحبت می کنیم می بایست آن مساله را از همه ابعاد آن در نظر بگیریم. نخست بعد اجتماعی و تاثیرات آن. بعد اقتصادی و در نهایت بعد فرهنگی. در بعد اجتماعی باید در نظر داشته باشیم که همنوع دوستی در همه ادیان و مذاهب امری پسندیده است. مخصوصا هنگامی که پای کسانی در میان باشد که از نظر دین و مذهب نیز با ما اشتراکی داشته باشند. وضعیت ناامن کشور افغانستان از یکسو و بیکاری و مشکلات دیگر همه و همه باعث شده تا یک گروه، خانه و کاشانه خود را ترک گفته و به کشورهای دیگر پناه ببرند. حال نزدیک ترین کشور برای این مردم ایران است. ما مردمی هستیم که در طول تاریخ به فرهنگ مهمان دوستی و احترام به همسایگان شهره بوده ایم. اینکه الان چه شده اینگونه تاب دیدن یک مهاجر افغان را در شهر خود نداریم جای پرسش و البته پژوهش دقیق است. این افغان ستیزی البته از منظری دیگر هم قابل توجه است. بیکاری و تورم بالا و مشکلات عدیده اجتماعی و سیاسی در کشور باعث شده تا مردم نسبت به حضور دیگران در این کشور حساس باشند. از سویی دیگر، در هر کشوری، شاخص ها و معیارهایی برای حضور مهاجرین در یک منطقه در نظر گرفته می شود که به نظر می رسد در ایران، این مساله یه هیچ وجه رعایت نشده و نمی شود. برای همین سیل مهاحرین در برخی مناطق از جمله جنوب فارس و برخی شهرستان های خاص از جمله لارستان و لامرد بیشتر می باشد و این مساله، حساسیت و واکنش مردم آن منطقه را در پی داشته است. در بعد اقتصادی اما قضیه کمی متفاوت می شود. شاید کمتر فردی در کشور باشد که نیروی کاری مهاجرین افغان را بر نیروی کار داخلی ترجیح ندهد. این مساله خود باز از ابعاد مختلف قابل بررسی است از جمله کار بیشتر در قبال دستمزد کمتر، حضور در مشاغل سخت و ریسک پذیر، بیمه نبودن کارگران افغان و عدم دغدغه پیمانکاران برای مساله بیمه و بازنشستگی و… همه و همه باعث می شود حتی برخی نهادها و ارگان های دولتی نیز نیروی کاری خود را از بین مهاجرین افغان تامین کنند. در بعد فرهنگی اما مساله به شدت حساس و قابل تامل است. حضور مهاجرین یک کشور با شیوه زندگی متفاوت و اخلاق و رفتار و فرهنگ خاص شان در یک کشور دیگر به مراتب تبعات خاص خود را در پی دارد. برخی رفتارهای نامناسب و آداب و رسوم غیرقابل قبول افاغنه در شهر باعث شده است تا مردم، به حضور آنان واکنش نشان دهند. به طور مثال نحوه استفاده نامناسب بچه های افاغنه از وسایل پارک شهر و یا حضور نامناسب آن ها در مراسم عروسی خوری ها و ایجاد بی نظمی و برخی رفتارهای زننده باعث می شود گذشته از اینکه مردم را نسبت به حضور این افراد حساس کند، چهره شهر خور را نزد افرادی که در پارک ها و عروسی ها حضور دارند خدشه دار کند. چرا که دیگران، اینگونه رفتارها را به پای مردم خور می نویسند نه مهاجرین افغان. علاوه بر این، بی سوادی و کم سوادی خانواده افاغنه باعث شده تا نسبت به مساله آموزش و پرورش و تربیت فرزندان شان کوتاهی صورت بگیرد. به غیر از تاکید همه آن ها به پایبندی به مسائل دینی، برخی این افاغنه از کوچکترین آداب شهروندی بی خبرند. حضور دانش آموزان افغان در مدارس نیز بر این حساسیت ها افزوده است. در کلاس های درسی که تعداد دانش آموزان افغان در آن به تعداد مشخصی برسد با اعتراض والدین و حتی خود دانش آموزان خوری روبرو می شویم. برخی رفتارهای نادرست مانند استفاده نامناسب از وسایل نقلیه شخصی مثل موتورسیکلت، توزیع مواد مخدر و… حتی توسط افراد کمی از افاغنه، حساسیت های بسیاری را در بین مردم ایجاد می کند. از این رو شاید شناسایی افراد خاطی و مشکل دار از همین مهاجرین افغان راه حل منطقی تری باشد تا اینکه همه آن ها را با یک چوب برانیم و برای همه شان حکم اخراج صادر کنیم. بنابراین به نظر می رسد که صرفا جمع آوری طومار برای تعیین تکلیف راجع به بودن یا نبودن افاغنه در خور مساله را حل نمی کند. چرا که ما هیچ گاه در پی ریشه یابی افزایش روزافزون این نفرت پراکنی ها نسبت به افاغنه و یا تلاش برای آموزش و راهنمایی آن ها و یا برگزاری جلسات با بزرگان آن ها برای کنترل وضعیت فرزندان شان در شهر نداشته ایم و بدون طی همه این مراحل، به صورت ناگهانی به اخراج آن ها حکم داده ایم. این مساله نیز فراموش نشود که خور تنها شهری نیست که مهاجرین افغان در آن زندگی می کنند. باید ببینیم برخورد مردم سایر شهرها از جمله شهر قدیم لار با این مهاجرین چگونه بود است.

ــــــــــــــــ

این مقاله پیش تر در شماره ششم نشریه خورشید لارستان منتشر شده است. 


این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

2 Responses to “افاغنه: بودن یا نبودن؟!”

  1. قنبر گفت:

    دوست عزیز افاغنه توی بستن جمع کلمه اشتباهه.افغانی ها یا افغان ها درسته

  2. ناشناس گفت:

    ممنون دوست عزیز ازین درست توضیه دادین

آخرین نظرات شما
  • سلام دوست عزیز نظر شما بسیار از نظر علمی ضعیف است و هیچ استناد علمی ندارد. برای سخیف بودن حرف شما همین بس که باور دارید «لاری ترکیبی از لاری و کردی است». لطفا کمی مطالعه...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • تبریک به عرفان عزیز و با آرزوی موفقیت های بیشتر و تشکر از زحمات کادر آموزشی مدرسه خواجه نصیر بالاخص مدیریت محترم این آموزشگاه که انصافا تحول خوبی رو در این مدرسه هم از نظ...
    انور اسماعیلی در: گفتگو با عرفان حمیده دانش آموز موفق خوری: در مدرسه خواجه نصیر، فرهنگ و معرفت آموختم.
  • آرزومند هستم نور به قبرش بباره واقعا که هنرمند بوده این خدا بیامورز...
    Fardeen در: آهنگ زیبای “چراغ” را از مرحوم محمدرضا حقیقی لاری بشنوید
  • لطفا با مجموعه جهاد دانشگاهی تماس بگیرید....
    ایوب محمودی در: ثبت نام دوره های تخصصی جهاد دانشگاهی مرکز لارستان آغاز شد
  • سلام و خسته نباشید هزینه دوره تربیت معلم سه سال اول چقدر هست و چقدر زمان میبره؟...
    معصومه در: ثبت نام دوره های تخصصی جهاد دانشگاهی مرکز لارستان آغاز شد
  • بسیار زیبا میشه لینک دانلود آهنگ بذار بباره نم نم بارون مرحوم محمدرضا حقیقی هم بگذارید....
    در: آهنگ زیبای “چراغ” را از مرحوم محمدرضا حقیقی لاری بشنوید
  • با سلام دوست عزیز از پاسخ و نظر شما ممنونم. بنده ممکن است واژه هایی را استفاده کرده باشم که از نظر خوانندگان اندکی تند به نظر برسد اما شما به جنبه های زبان شناسی این مطلب...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • ممنون از پاسخ شما حرف شما کاملا درست است و ما باید زبان لاری را حفظ کنیم . بنده در پایان نامه ی خود بر این امر تاکید کرده ام و همچنان هم در دانشگاه در حال مذاکره برای طرح...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • سلام دوست عزیز، ممنون از نظر شما ببینید حرف شما تا حدی درست است. اما آنچه معیار یک زبان و گویش یا لهجه است تنها درک بین فردی نیست. این معیار وجود دارد اما معیارهایی همچون...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • سلام آقای مازیار ممننو از پاسخ شما سخن شما درست است و بنده شما را برای بحث دقیق تر به این لینک که در آفتاب لارستان منتشر کرده ام و در مورد زبان های فارسی باستان و میانه ت...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
آمار بازدید:

بازدید امروز: 33 بازدید

بازدید دیروز: 101 بازدید

بازدید کل : 4299221 بازدید