چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۷:۰۷
 |  22/ دسامبر/ 2017 - 2:36
  |   نظرات: ۲ نظر
1,687 مرتبه بازدید

افاغنه: بودن یا نبودن؟!

 

این روزها بحث و گفتگو پیرامون اتباع افغانی که در خور زندگی می کنند بسیار است. در این میان افراط و تفریط های بسیاری نیز صورت گرفته است. از یکسو عده ای در شمایل یک فرد خارج نشین اروپایی دموکرات، هرگونه نقدی را بر مهاجرین افغان ناروا دانسته و از پذیرش بی چون و چرای آن ها با هر رنگ و مذهب و نژادی سخن می گویند و عده ای نیز نازی وار، به بیرون راندن همه آن ها از شهر اصرار می ورزند! آسیب شناسی این نوع برخوردهای تند نشان می دهد که در جامعه ما، هنوز فاصله برای ورود به یک مساله از نگاهی چند بعدی بسیار است. هنگامی که ما پیرامون بودن یا نبودن یک قشر خاص در جامعه صحبت می کنیم می بایست آن مساله را از همه ابعاد آن در نظر بگیریم. نخست بعد اجتماعی و تاثیرات آن. بعد اقتصادی و در نهایت بعد فرهنگی. در بعد اجتماعی باید در نظر داشته باشیم که همنوع دوستی در همه ادیان و مذاهب امری پسندیده است. مخصوصا هنگامی که پای کسانی در میان باشد که از نظر دین و مذهب نیز با ما اشتراکی داشته باشند. وضعیت ناامن کشور افغانستان از یکسو و بیکاری و مشکلات دیگر همه و همه باعث شده تا یک گروه، خانه و کاشانه خود را ترک گفته و به کشورهای دیگر پناه ببرند. حال نزدیک ترین کشور برای این مردم ایران است. ما مردمی هستیم که در طول تاریخ به فرهنگ مهمان دوستی و احترام به همسایگان شهره بوده ایم. اینکه الان چه شده اینگونه تاب دیدن یک مهاجر افغان را در شهر خود نداریم جای پرسش و البته پژوهش دقیق است. این افغان ستیزی البته از منظری دیگر هم قابل توجه است. بیکاری و تورم بالا و مشکلات عدیده اجتماعی و سیاسی در کشور باعث شده تا مردم نسبت به حضور دیگران در این کشور حساس باشند. از سویی دیگر، در هر کشوری، شاخص ها و معیارهایی برای حضور مهاجرین در یک منطقه در نظر گرفته می شود که به نظر می رسد در ایران، این مساله یه هیچ وجه رعایت نشده و نمی شود. برای همین سیل مهاحرین در برخی مناطق از جمله جنوب فارس و برخی شهرستان های خاص از جمله لارستان و لامرد بیشتر می باشد و این مساله، حساسیت و واکنش مردم آن منطقه را در پی داشته است. در بعد اقتصادی اما قضیه کمی متفاوت می شود. شاید کمتر فردی در کشور باشد که نیروی کاری مهاجرین افغان را بر نیروی کار داخلی ترجیح ندهد. این مساله خود باز از ابعاد مختلف قابل بررسی است از جمله کار بیشتر در قبال دستمزد کمتر، حضور در مشاغل سخت و ریسک پذیر، بیمه نبودن کارگران افغان و عدم دغدغه پیمانکاران برای مساله بیمه و بازنشستگی و… همه و همه باعث می شود حتی برخی نهادها و ارگان های دولتی نیز نیروی کاری خود را از بین مهاجرین افغان تامین کنند. در بعد فرهنگی اما مساله به شدت حساس و قابل تامل است. حضور مهاجرین یک کشور با شیوه زندگی متفاوت و اخلاق و رفتار و فرهنگ خاص شان در یک کشور دیگر به مراتب تبعات خاص خود را در پی دارد. برخی رفتارهای نامناسب و آداب و رسوم غیرقابل قبول افاغنه در شهر باعث شده است تا مردم، به حضور آنان واکنش نشان دهند. به طور مثال نحوه استفاده نامناسب بچه های افاغنه از وسایل پارک شهر و یا حضور نامناسب آن ها در مراسم عروسی خوری ها و ایجاد بی نظمی و برخی رفتارهای زننده باعث می شود گذشته از اینکه مردم را نسبت به حضور این افراد حساس کند، چهره شهر خور را نزد افرادی که در پارک ها و عروسی ها حضور دارند خدشه دار کند. چرا که دیگران، اینگونه رفتارها را به پای مردم خور می نویسند نه مهاجرین افغان. علاوه بر این، بی سوادی و کم سوادی خانواده افاغنه باعث شده تا نسبت به مساله آموزش و پرورش و تربیت فرزندان شان کوتاهی صورت بگیرد. به غیر از تاکید همه آن ها به پایبندی به مسائل دینی، برخی این افاغنه از کوچکترین آداب شهروندی بی خبرند. حضور دانش آموزان افغان در مدارس نیز بر این حساسیت ها افزوده است. در کلاس های درسی که تعداد دانش آموزان افغان در آن به تعداد مشخصی برسد با اعتراض والدین و حتی خود دانش آموزان خوری روبرو می شویم. برخی رفتارهای نادرست مانند استفاده نامناسب از وسایل نقلیه شخصی مثل موتورسیکلت، توزیع مواد مخدر و… حتی توسط افراد کمی از افاغنه، حساسیت های بسیاری را در بین مردم ایجاد می کند. از این رو شاید شناسایی افراد خاطی و مشکل دار از همین مهاجرین افغان راه حل منطقی تری باشد تا اینکه همه آن ها را با یک چوب برانیم و برای همه شان حکم اخراج صادر کنیم. بنابراین به نظر می رسد که صرفا جمع آوری طومار برای تعیین تکلیف راجع به بودن یا نبودن افاغنه در خور مساله را حل نمی کند. چرا که ما هیچ گاه در پی ریشه یابی افزایش روزافزون این نفرت پراکنی ها نسبت به افاغنه و یا تلاش برای آموزش و راهنمایی آن ها و یا برگزاری جلسات با بزرگان آن ها برای کنترل وضعیت فرزندان شان در شهر نداشته ایم و بدون طی همه این مراحل، به صورت ناگهانی به اخراج آن ها حکم داده ایم. این مساله نیز فراموش نشود که خور تنها شهری نیست که مهاجرین افغان در آن زندگی می کنند. باید ببینیم برخورد مردم سایر شهرها از جمله شهر قدیم لار با این مهاجرین چگونه بود است.

ــــــــــــــــ

این مقاله پیش تر در شماره ششم نشریه خورشید لارستان منتشر شده است. 


این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

2 Responses to “افاغنه: بودن یا نبودن؟!”

  1. قنبر گفت:

    دوست عزیز افاغنه توی بستن جمع کلمه اشتباهه.افغانی ها یا افغان ها درسته

  2. ناشناس گفت:

    ممنون دوست عزیز ازین درست توضیه دادین

آخرین نظرات شما
  • خدایا را شکر که این الان نیست افراطی!!!!! حافظ متعلق به تمام بشریت است همین که ادیان دیگر او را قبول دارند نشانه بزرگی اوست، حالا چندتا از مردم ادیان دیگر آیت الله فال اس...
    در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
  • ایشون برای اینکه مقبره ی خانوادگیشون نزدیک آرامگاه حافظ بوداونجا دفن شدن نه اینکه به خاطراینکه از مریدان ایشان بوده...
    در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
  • خوب خودش میساخت..عجب کاریه...
    محمد در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
  • چرا قرارگاه پلیس راه شهرستان های جنوبی استان فارس (قیر و کارزین + جهرم + لارستان + گراش + اوز+ لامرد + مهر + فراشبند + خنج) بایستی در شهر لار مرکز شهرستان لارستان که در گ...
    امراله مهماندوست در: گزارش کار نماینده لارستان، خنج و گراش از فعالیت های انجام شده اخیر در حوزه انتخابیه
  • ۱- مقدار … متر مکعب از آبی که بیش از95% از آبی است که دربارندگی ها باعث جاری شدن سیل و طغیان رودخانه در بخش محمله شهرستان خنج استان فارس می شود از محلی به نام بیدزرد در ب...
    امراله مهماندوست در: گزارش کار نماینده لارستان، خنج و گراش از فعالیت های انجام شده اخیر در حوزه انتخابیه
  • چه کاریه آخه، خود حاج آقا یه مقبره در شان حضرت حافظ میساختند که دیگه کسی هوس نکنه مقبره ایی دیگه بسازه این همه خودشون رو درگیر نمیکردند...
    گراوندی در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
  • چرا لینک دانلود نداره ؟...
    در: آهنگ زیبای “چراغ” را از مرحوم محمدرضا حقیقی لاری بشنوید
  • ایزدمهر درود بنظرم آقای فال اسیری که خراب کرده اصلا کار درستی نکرده چون حافظ اینقد نام دارد و بزرگه کسی نمیتونه مصادره کنه بی احترامی شده به کسی که آرامگاه را ساخته، هدف...
    در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
  • انگار که ایشون بعد از تخریب هم من باب قرائت فاتحه بر مزار حافظ رفتند و فرمودند که: ای حافظ ، من حقی بزرگ بر گردنت دارم که گروهی گبر قصد ساختن بارگاهی بر مزارت بودند که تو...
    Auriga در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
  • سلام مگر می‌شود حافظ را مصادره کرد آثار او آنقدر با هویت واصالت هستند که کسی نتواند امثال آن رابه سادگی بنگارد به نظر بنده این حرف ها توجیه وبهانه برای مخالفت با او بوده...
    ایرانی در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
آمار بازدید:

بازدید امروز: 526 بازدید

بازدید دیروز: 602 بازدید

بازدید کل : 4428389 بازدید