جمعه ۰۱ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۹:۵۹
 |  ۲۴/ اسفند/ ۱۳۹۷ - ۶:۰۹
  |   نظرات: ۲ نظر
595 مرتبه بازدید

روزی روزگاری خور: یادداشتی از معلم فومنی سال های ۴۶ تا ۴۹ خور


رحیم پیشگر: تورقی در تاریخ گاه لذت بخش و گاه توام با افسوس است، در هر دو صورت مرورِ عمری که گذشت، برای راویِ ماجرا سرگذشتی گرانمایه به بهای تمام عمر و جوانی دارد و نفس عمیقی از نهاد فرد برمی خیزد. حال به همت عزیزی از یادگاران خاطرات سرزمین فارس و بالاخص روستای خور نازنین، مجالی مهیا گشته تا اندک روایتی از آن برهه از حیاتم داشته باشم. گذشت بیش از نیم قرن نتوانست خاطرات شیرین دوران جوانی ام در خور با آن دانش آموزان پرخلوص و با معرفت را محو نماید. روزگاری گه هرگز گذارش را احساس نکرده و هنوز با خاطرات سال های ۴۶ تا ۴۹ سرمستم. مدرسه مشفق اوزی با آن حیاط وسیع و درختان منظم و ردیف شده گز را فراموش نمی کنم. به خصوص دانش آموزانم که در کنار هم یک خانواده همدل را تشکیل داده بودیم و ارتباط ما تنها منوط بر درس و مدرسه نبود و در بسیاری از مسائل، زیستنی سوای معلم و شاگردی را برقرار نمودیم. از بازی فوتبال در زمین وسیع پشت مدرسه که به ”جاورزشی“ معروف بود با آن درخت کُنار که به ”تنگ خور“ منتهی می شد و گشت و گذار در کنار آب انباری معروف به ”برکه شیخ اسماعیل،“ همه و همه شرایطی را مهیا نمود که در آخرین سال خدمتم در خور، زمانی که معلم کلاس ششم ابتدایی بودم، تمام دانش آموزانم بلااستثنا در امتحانات نهایی قبول شدند و به همین دلیل مورد تشویق ریاست اداره قرار گرفتم و همچنان مدرکش را به یادگار نگه داشته ام. اسامیِ همکارانم به نام های کامیاب ،سجادی، زمانی، کشفی، تنو و مشهدی رحمت،  فراش خوش زبان مدرسه را در خاطر دارم و هیچ گاه فراموش شان نمی کنم و دوست دارم اگر در قید حیات باشند، تمام این همکاران و دانش آموزانم را در شهر فومن ببینم تا اندکی از پذیرایی و محبت بی منت شان را جبران نمایم. در آن جا همچنین، حسین نظری  بقال محله، هم کلام شیرین بیان و بی ریای آن روزهایم بود و در همان هنگام و پس از ایام خروج از آنجا با فیصل محمدی نژاد، برادرش جاسم، جوکار، یدالله خرمی، عبدالرضا کامیاب، کاروانی کم و بیش در ارتباط بوده ام، گرچه اسم افراد زیادی در این جا نیامده است، افرادی که بعدها شنیدن خبر فوت شان مرا بی نهایت مغموم نمود.

.

تنها خاطره ی بدی که از لار همیشه مرا آزرده و رها نمی کند، مربوط به سیلی است که در آن سال ها از تنگه خور به طرف خور و شهر جدید سرازیر شد و دو دانش آموز ساکت و محجوب عبدالرحمان و عبدالرحیم ترسا  را به کام مرگ کشاند، یاد آنان بعد از این همه سال مرا مکدر خاطر می کند. غیر از این هر چه در یاد دارم، خیر و خوشی و احترام است، و خور در ذهن من همچنان همان شهر اجناس ارزان، مسقطی های خوشمزه و نخلستان زیبا و مردمان بی نظیرش است. باشد تا دوباره روزی آنجا را ببینم. قدرت بیان آنچه در چهار سال سکونتم در خور بر من گذشت را در این سطور کوتاه ندارم ولیکن نیک واقفم، همیشه خور، مردمانش، ”مدرسه مشفق اوزی،“ عصر طلایی حیاتم را می سازند و همواره با یادشان دلخوشم. در کتاب هندی اوپانیشادها آمده ”یاد از هوا بالاتر است“ شاید به همین خاطر باشد که یادها در هر زمانی راه خود را در جریان زندگی می گشایند و از هر قانونی در دنیا، قوی تراند.

رحیم پیشگر زمستان ۱۳۹۷ ـ فومن

این مطلب پیش تر در شماره یازدهم نشریه خورشید لارستان منتشر شده است

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

2 Responses to “روزی روزگاری خور: یادداشتی از معلم فومنی سال های ۴۶ تا ۴۹ خور”

  1. ناشناس گفت:

    خاطره ی معلم دهه ی چهل بسیار زیبا و قابل تامل بود.
    جالب بود بعد ازین سالها چگونه ایشان را یافته بودید.
    همیشه مهربانی در خاطه ها میماند و معلم خوب بخشی از وجود آدم میشود.

  2. اسحاق.ش گفت:

    خاطره ی معلم دهه ی چهل بسیار زیبا و قابل تامل بود.
    جالب بود بعد ازین سالها چگونه ایشان را یافته بودید.
    همیشه مهربانی در خاطه ها میماند و معلم خوب بخشی از وجود آدم میشود.

آخرین نظرات شما
  • سلام دوست عزیز نظر شما بسیار از نظر علمی ضعیف است و هیچ استناد علمی ندارد. برای سخیف بودن حرف شما همین بس که باور دارید «لاری ترکیبی از لاری و کردی است». لطفا کمی مطالعه...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • تبریک به عرفان عزیز و با آرزوی موفقیت های بیشتر و تشکر از زحمات کادر آموزشی مدرسه خواجه نصیر بالاخص مدیریت محترم این آموزشگاه که انصافا تحول خوبی رو در این مدرسه هم از نظ...
    انور اسماعیلی در: گفتگو با عرفان حمیده دانش آموز موفق خوری: در مدرسه خواجه نصیر، فرهنگ و معرفت آموختم.
  • آرزومند هستم نور به قبرش بباره واقعا که هنرمند بوده این خدا بیامورز...
    Fardeen در: آهنگ زیبای “چراغ” را از مرحوم محمدرضا حقیقی لاری بشنوید
  • لطفا با مجموعه جهاد دانشگاهی تماس بگیرید....
    ایوب محمودی در: ثبت نام دوره های تخصصی جهاد دانشگاهی مرکز لارستان آغاز شد
  • سلام و خسته نباشید هزینه دوره تربیت معلم سه سال اول چقدر هست و چقدر زمان میبره؟...
    معصومه در: ثبت نام دوره های تخصصی جهاد دانشگاهی مرکز لارستان آغاز شد
  • بسیار زیبا میشه لینک دانلود آهنگ بذار بباره نم نم بارون مرحوم محمدرضا حقیقی هم بگذارید....
    در: آهنگ زیبای “چراغ” را از مرحوم محمدرضا حقیقی لاری بشنوید
  • با سلام دوست عزیز از پاسخ و نظر شما ممنونم. بنده ممکن است واژه هایی را استفاده کرده باشم که از نظر خوانندگان اندکی تند به نظر برسد اما شما به جنبه های زبان شناسی این مطلب...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • ممنون از پاسخ شما حرف شما کاملا درست است و ما باید زبان لاری را حفظ کنیم . بنده در پایان نامه ی خود بر این امر تاکید کرده ام و همچنان هم در دانشگاه در حال مذاکره برای طرح...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • سلام دوست عزیز، ممنون از نظر شما ببینید حرف شما تا حدی درست است. اما آنچه معیار یک زبان و گویش یا لهجه است تنها درک بین فردی نیست. این معیار وجود دارد اما معیارهایی همچون...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • سلام آقای مازیار ممننو از پاسخ شما سخن شما درست است و بنده شما را برای بحث دقیق تر به این لینک که در آفتاب لارستان منتشر کرده ام و در مورد زبان های فارسی باستان و میانه ت...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
آمار بازدید:

بازدید امروز: 57 بازدید

بازدید دیروز: 52 بازدید

بازدید کل : 4299464 بازدید