سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۸:۱۴
 |  16/ می/ 2020 - 5:58
  |   نظرات: بدون نظر
223 مرتبه بازدید

بازجستن روزگار وصل

*رستم فتوت (دانش آموخته زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه شیراز) عمادشهر


چند صباحی است تنور مباحثات زبان شناسی و نامیدن زبان منطقه جنوب فارس و بخشی بزرگ از استان هرمزگان داغ است و هر کس به تناسب پایگاه و جایگاه علمی خود در زمینه نامگذاری این زبان اصیل و ریشه دار و تاریخی نظری می دهد.

در ابتدا بسیار خوشوقتیم که تمامی مباحثات و مقالات در فضای امن و به دور از تنش، به لطف فضای مجازی فراهم شده و هر کس آزادانه وبه دور از هر گونه تحقیر و توهین دیدگاه خود را بیان می‌دارد. عده‌ای آن را “لارستانی” یا “لاری” می نامند؛ برخی آن را “خودمانی” (خودمونی) و بعضی “اچمی” و برخی هم “جَتی” همه اینها نشانه خیر و نیکی است؛ ملتی که جویای هویت فرهنگی مستقل خویش است؛ جوانانی که برخاسته اند تا به هویت کمرنگ خود که در درازنای تاریخ غباری از ابهام آن را فراگرفته رنگ و لعاب تازه ای بخشند.

هرچند بزرگانی در زمینه نام، ساختار و سیاق این زبان قلم فرسایی نموده اند و تحقیقاتی قابل توجه و درخور انجام داده اند، اما گویا آن چنان که باید و شاید حق این زبان کهن که ریشه در اعماق فرهنگ و آداب و رسوم این سرزمین دارد؛ ادا نکرده اند یا لااقل از دید نسل نواندیش و تجددگرای امروز این چنین می نماید.

نگارنده نیز کمابیش دیدگاه‌های صاحب‌نظران و جوانان فرهیخته را دنبال می کنم و بنا به علاقه و سرسوزن دانشی که در این زمینه دارم با احترام به تمامی نظرات همه همشهریان و همزبانانم دیدگاه متفاوتی دارم که در ادامه بیان خواهم داشت.

زبان واحد و فرهنگ و آداب و رسوم منطقه جنوب صرف نظر از تفاوت لهجه ها و گویش هایش عامل وحدت و همبستگی مردمان خونگرم و نجیبش بوده و هست و به اعتراف بیگانه و خویش همگان بدان می‌بالیم و در برابر غریبه ها بدان افتخار می‌کنیم.

حال چه لاری باشد چه خنجی ، چه گراشی ، چه اوزی یا صحرای باغی و … چه از منطقه هرمزگان و شهرهای ساحلی چون بندرلنگه ، بندرعباس ، بستک یا … هیچ تفاوتی نیست.

جهت اثبات نظریه و سخن خویش به متون تاریخی استناد می کنیم. چون کتب تاریخی را تورّقی نماییم در می یابیم که این محدوده زبانی را که اکنون بر سر نامگذاری زبان تکلم آن مورد مناقشه است، نامی خاص بوده است و آن «ایراهستان» است.

جهت اثبات این ادعا که به گمانم هیچ یک از صاحب نظران و اهالی قلم با آن مخالف نخواهند بود، به سراغ اثر گرانسنگ «تاریخ مفصل لارستان» نوشته عده‌ای از فرهیختگان لارستانی رفتم.

در آن جا آمده است:
« جغرافی نویسان و مورخان ایرانی تا قرن ششم نواحی پس کرانه‌های خلیج فارس حد فاصل بندر سیراف تا بندر عباس کنونی را به عنوان ایراهستان شناخته اند.»
(صفحه ۱۷۴ )

« واژه «ایراه» یا «اِراه» کلمه ای است پهلوی به معنای ساحل و پس کرانه .»
(صفحه ۱۷۵)

“ابن بلخی” [نویسنده فارسنامه] جویم ، کران ، سیراف را از جمله مناطق ایراهستان یاد کرده است . (صفحه ۱۷۵ )

محدوده ایراهستان با استناد به «تاریخ شاهی» در کتاب “تاریخ مفصل لارستان” آمده است که به دو قسمت ایراهستان بالا و ایراهستان زیر تقسیم می شده است. (صفحه ۱۷۶)

مرز جنوبی ایراهستان ( ایراهستان زیر) از کورستان (کبرستان) ، بستک ، بندرلنگه تا سیراف (بندر طاهری ) را شامل می‌شده است.
و ایراهستان بالا یا شمالی با استناد به متن تاریخ شاهی تاحدود هنگ (خنج کنونی ) را دربر می‌گرفته است . (صفحه ۱۷۸)

در ادامه پس از اثبات نام ایراهستان با نقل قول از مورخ نامی یاقوت حموی در صفحه ۱۷۹ آمده است :
در این واژه [ ایراهستان ] در فردوس المرشدیه نیز آمده است و حتی نامه ای به واژه (!!!) ایراهستانی در آن کتاب درج شده است که بر اساس بافت زبانی می‌توان دریافت که شاخه‌ای از لهجه (!!!) پهلوی است . (صفحه ۱۷۹)

بی گمان مراد نگارنده از واژه ایراهستانی همان زبان است که به اشتباه واژه (کلمه) نوشته شده و مقصود از لهجه پهلوی باز همان زبان پهلوی است که زبان شناسان با تعریفی که از لهجه ارائه می‌دهند پهلوی ( فارسی میانه) زبان محسوب می‌شود نه لهجه .

کتاب وزین « فردوس المرشدیه » در شرح حالات و مقامات عارف برجسته شیخ ابواسحاق کازرونی ( شیخ مرشد )در گذشته ۴۲۶ هجری قمری تالیف محمود بن عثمان است که استاد ایرج افشار آن را تصحیح نموده است.
استاد افشار در مقدمه کتاب در این زمینه می‌گوید:
« سود بسیار مهمی که از این کتاب عائد می شود وجود پاره ای از اشعار، جمله ها به لهجه های محلی کازرونی و شیرازی و اِرِهستانی ( ایراهستانی ) است که به همان لهجه در کتاب «فردوسی المرشدیه» ضبط شده است . » (صفحه شصت و یک مقدمه مصحح)

در ادامه نویسنده کتاب داستان پیرزنی از دیار ایراهستان را نقل می کند که فرزندش توسط یکی از حکام وقت به زندان می افتد و برخی او را راهنمایی می‌کنند که به نزد شیخ مرشد رود تا با میانجیگری شیخ فرزندش را از حبس برهاند :

« … آن پیرزن برخاست و پذیره شیخ باز رفت و هر دو گیسوی سفید خود بر هر دو دست خود نهاد و بگریست همچنانکه کسی بر فراق فرزندان گرید و به لفظ اِرِهستانی گفت : « یا شیخ کُهرُی جُنِ تو شم رَ هْو شَنْ تو نفذم که کروُی کَرِ من بجُنبَی » یعنی « فدای جان تو گردم راه من به تو نمودند که چاره کار من بجویی . حاضران از گفتار آن پیرزن وقتِ خوش پدید آمد .» ( فردوس المرشدیه صفحه ۳۷۳)

همان گونه که در این متن آمده است لفظ ( زبان ) ایراهستانی را در کنار لفظ کازرونی و شیرازی ذکر شده است.
و در آن زمان نیز این زبان به زبان ایراهستانی شهرت داشته است حال شاید آن زن از شهر لار یا خنج یا گراش ، اوز یا از مناطق ساحلی بوده است با این وجود چندان توفیری نداشته است و همه را با زبان یا همان لفظ ایراهستانی می شناختند.

پیشنهاد نگارنده به عنوان عضو کوچکی از جامعه بزرگ فرهنگی این است که این زبان اصیل و ریشه دار که از بقایای زبان پهلوی (فارسی میانه) است را ایراهستانی بنامیم به چند دلیل :

۱_ وجود دلیل علمی و دانشگاهی که همان مستندات تاریخی است که مستقیماً در آن از عبارت زبان ایراهستانی نام برده است .

۲_ ایراهستان دقیقاً به تمامی محدوده‌ جغرافیایی اطلاق می‌شده است که هم اکنون به همین زبان تکلم می‌کنند.

۳_ با نامگذاری این زبان به نام “ایراهستانی” دیگر شاهد هیچ گونه حساسیت ها و واکنش های نه چندان زیبا در این خصوص نخواهیم بود؛ چرا که تمامی شهرها،بخش ها، روستا،ها و آبادی ها را در بر میگیرد و اشاره به استان یا شهر خاصی ندارد.

۴_ ایراهستان و نامیدن این زبان به زبان ایراهستانی احیاگر غنای تاریخی و باستانی این سرزمین و مردمان نجیب آن و هویت بخشی به فرهنگ غنی و زبان اصیل آنان خواهد بود که در واقع نوعی بازجستن روزگار وصل و پیوستن به نقطه اشتراک همبستگی های این قوم اصیل آریایی است.

به قول مولانا:
“هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

آخرین نظرات شما
  • خدایا را شکر که این الان نیست افراطی!!!!! حافظ متعلق به تمام بشریت است همین که ادیان دیگر او را قبول دارند نشانه بزرگی اوست، حالا چندتا از مردم ادیان دیگر آیت الله فال اس...
    در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
  • ایشون برای اینکه مقبره ی خانوادگیشون نزدیک آرامگاه حافظ بوداونجا دفن شدن نه اینکه به خاطراینکه از مریدان ایشان بوده...
    در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
  • خوب خودش میساخت..عجب کاریه...
    محمد در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
  • چرا قرارگاه پلیس راه شهرستان های جنوبی استان فارس (قیر و کارزین + جهرم + لارستان + گراش + اوز+ لامرد + مهر + فراشبند + خنج) بایستی در شهر لار مرکز شهرستان لارستان که در گ...
    امراله مهماندوست در: گزارش کار نماینده لارستان، خنج و گراش از فعالیت های انجام شده اخیر در حوزه انتخابیه
  • ۱- مقدار … متر مکعب از آبی که بیش از95% از آبی است که دربارندگی ها باعث جاری شدن سیل و طغیان رودخانه در بخش محمله شهرستان خنج استان فارس می شود از محلی به نام بیدزرد در ب...
    امراله مهماندوست در: گزارش کار نماینده لارستان، خنج و گراش از فعالیت های انجام شده اخیر در حوزه انتخابیه
  • چه کاریه آخه، خود حاج آقا یه مقبره در شان حضرت حافظ میساختند که دیگه کسی هوس نکنه مقبره ایی دیگه بسازه این همه خودشون رو درگیر نمیکردند...
    گراوندی در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
  • چرا لینک دانلود نداره ؟...
    در: آهنگ زیبای “چراغ” را از مرحوم محمدرضا حقیقی لاری بشنوید
  • ایزدمهر درود بنظرم آقای فال اسیری که خراب کرده اصلا کار درستی نکرده چون حافظ اینقد نام دارد و بزرگه کسی نمیتونه مصادره کنه بی احترامی شده به کسی که آرامگاه را ساخته، هدف...
    در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
  • انگار که ایشون بعد از تخریب هم من باب قرائت فاتحه بر مزار حافظ رفتند و فرمودند که: ای حافظ ، من حقی بزرگ بر گردنت دارم که گروهی گبر قصد ساختن بارگاهی بر مزارت بودند که تو...
    Auriga در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
  • سلام مگر می‌شود حافظ را مصادره کرد آثار او آنقدر با هویت واصالت هستند که کسی نتواند امثال آن رابه سادگی بنگارد به نظر بنده این حرف ها توجیه وبهانه برای مخالفت با او بوده...
    ایرانی در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
آمار بازدید:

بازدید امروز: 480 بازدید

بازدید دیروز: 649 بازدید

بازدید کل : 4427741 بازدید