سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۶:۵۸
 |  ۲۷/ مرداد/ ۱۳۹۴ - ۷:۲۸
  |   نظرات: ۶ نظر
2,457 مرتبه بازدید

بحران نان!

 

عارف رفیعی: مدتی است که افکار عمومی کشور ما با پدیده ای با نام “بحران آب” آشنایی پیدا کرده است و حتی اگر دید علمی کامل نسبت به موضوع وجود نداشته باشد، حداقل این دل مشغولی عمومی در مورد این بحران ایجاد شده است و این دغدغه مدتی است به اشکال مختلف در شبکه های اجتماعی، بروز پیدا کرده است. اما آن چه که من می خواهم درباره اش بنویسم بحرانی است که هر لحظه کیفیت زندگی بسیاری از مردمان شهرم خور و منطقه لارستان را تهدید می کند. بحرانی که بر عکس بحران آب، گویا جدی انگاشته نمی شود. و آن بحران چیزی نیست جز “بحران نان”!

هر گاه که خبر اخراج یکی از همشهریانم از امارات را می شنوم بر خود می لرزم و تصور می کنم اگر این روند مجددا فراگیر شود، چه بلایی بر سر خانواده ای می آید که تنها نان آور آن از تنها منبع درآمدی که بدان عادت کرده است محروم می شود؟ یا اگر بار دیگر شاهد باشیم که دو یا سه فرزند از یک خانواده، مهر مخوف “ملغی” را بر ویزای اقامت خود ببینند، چه اثر وحشتناکی بر زندگی آن خانواده دارد؟ آن هم در شرایطی که بسیاری از این افراد آنچنان به درآمد امارات وابسته شده اند که به نظر می رسد حداقل شرایط لازم برای دست و پا کردن شغلی در ایران را قبلا از خود سلب کرده اند. البته من بیشتر نگران قشر کارگر زحمتکش شاغل در امارات هستم که به این درآمد به معنای واقعی کلمه محتاج و وابسته هستند. و نیازی به گفتن نیست که تبعات منفی این پدیده فقط متوجه خانواده های قربانیان سیاست جدید دولت امارات نیست بلکه در نهایت جامعه ای که به شدت وابسته درآمد آن سوی آب شده است، باید تاوان این وابستگی را پس دهد.

به راستی چاره ی کار چیست؟ در این نوشته سعی می کنم در حد مقدماتی مباحثی در این مورد را مطرح کنم. باشد که دغدغه عمومی نسبت به این بحران ایجاد شود و بتوان راهکارهایی برای مدیریت آن ارائه نمود.

نکته مهم و اساسی این است که منطقی نیست که بخش مهمی از اقتصاد و درآمد مردم یک منطقه به کشوری بیگانه وابسته باشد به نوعی که فراز و فرودهای سیاسی و اقتصادی آن کشور تا حد زیادی بر زندگی مردم آن منطقه تاثیر داشته باشد. این وابستگی شدید و تاثیر پذیری، متاسفانه در مورد رابطه اقتصاد و درآمد منطقه ما با کشورهای حوزه خلیج فارس بویژه امارات( مخصوصاً ابوظبی برای خوری ها) سالهاست که شکل گرفته و اقتصاد منطقه ی ما را به اشکال مختلف آسیب پذیر کرده است.

این که چه شرایطی پیش آمده است که این وابستگی به امارات ایجاد شده است می تواند موضوع بحث مفصلی باشد که پرداختن جامع به آن، هدف این نوشته نیست. اما به طور خلاصه می توان به عامل مهمی مانند تاثیر شرایط پس از انقلاب بویژه جنگ تحمیلی بر برابری ارزش ریال در مقابل ارزهای دیگر اشاره کرد که باعث شد کسب درآمد در امارات توجیه اقتصادی مناسبی داشته باشد. بگذریم از این نکته که در گذر سالیان، با توجه به نرخ تورم در کشور ما، به تدریج این گونه کسب درآمد توجیه اقتصادی کمتری پیدا کرد( حداقل برای قشر کارگر شاغل در امارات). هر چند که با موج ناگهانی افزایش نرخ ارز در چند سال گذشته، بار دیگر مهاجرت به امارات تا حدودی توجیه پذیر شده است.

اما قطعا این گونه حساب و کتاب های مالی تنها عامل حفظ روند مهاجرت نبوده است بلکه رویکردهای فرهنگی اکثریت جامعه و نیز بی توجهی مسولین منطقه ای و کشوری به مسئله ی اشتغال در لارستان هم در این پدیده تاثیر گذار بوده است. البته برای این که این نوشته از برداشت های اشتباه در امان باشد، لازم است تاکید شود که هدف من انتقاد از روند مهاجرت به امارات آن هم در سی سال پیش نیست بلکه هدف بررسی روند بلند مدتی است که منجر به وابستگی شدید درآمدی بخش مهمی از جامعه به درآمدهای کسب شده در امارات شده است و البته یافتن راهکاری متناسب با شرایط امروز. بدیهی است که شرایط جوامع در ابعاد مختلف در حال تغییر است و نسخه ی سی سال پیش را نمی توان برای امروز پیچید. حتی بحث من این نیست که چرا روند مهاجرت در این سالیان ادامه داشته است بلکه بحث من، لزوم اندیشیدن به راه حل های جایگزین کسب درآمد در امارات یا ایران است که باید پیش از آن بدان پرداخته می شد. پس پرداختن به موضوع تاثیرات روند گسترده مهاجرت به منطقه ی خلیج فارس، با حفظ احترام به تصمیم پدران و برادران زحمتکش ما که برای بهبود امور خود و فرزندان خود راهی دیار غربت شده اند، تضادی ندارد. به هر حال، مهم، شرایط امروز است و تصمیمی که می خواهیم برای فردای خود بگیریم.

مسئله ای که باید بدان توجه داشت این است که امارات به عنوان یک کشور مستقل، سیاست های خاص خودش را دارد و بر مبنای آن عمل می کند نه بر اساس منافع شهروندان لارستانی ساکن در امارات! از این گذشته، متاسفانه امارات به عنوان یک کشور با رویکرد جهان سومی، رفتاری که معمولا کشورهای توسعه یافته در قبال مهاجران دارند را در پیش نمی گیرد. باید بپذیریم این سخن که اقتصاد امارات مدیون سرمایه های ایرانی بوده است، چه درست باشد و چه یک توهم یا اغراق، تعهدی برای سیاست گزاران اماراتی نسبت به نیروهای مهاجر ایرانی ایجاد نکرده است.

البته این مساله ای نیست که در گذشته از دید برخی از شهروندان منطقه ی ما پنهان مانده باشد. از زمان کودکی به خاطر می آورم که برخی می گفتند که امارات همیشه نمی تواند بازار کاری برای ما باشد. مسئله نگران کننده این است که این تغییر رویه نسبت به نیروی مهاجر، الزاما ریشه در ملاحظات اقتصادی و تغییرات نیروی کار ندارد بلکه در بسیاری موارد عوامل سیاسی بر آن تاثیر گذار است. اگر به ساختار سیاسی کشورهای حوزه خلیج فارس توجه کنیم، در می یابیم چه بسا تصمیمات یک فرد می تواند بر اشتغال نیروهای مهاجر تاثیر بگذارد!

ادامه دارد.. 


این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp
عارف رفیعی کارشناس الکترونیک و کارمند شرکت ملی گاز ایران تمام مطالب این نویسنده

6 Responses to “بحران نان!”

  1. احمد محمودى گفت:

    امیدوارم که بازار امارات همیشه به روى ما خوریها باز باشه و همینطور همه لارستانیها چون شروع کسب و کار جدید در محیطى غریب دشوارى و مشکلات زیادى دارها اونم واسه شاغلینى که با اون محیط سابق خودشون رو تطبیق دادن ، امیدوارم این روند کنسلى ها متوقف بشه چون کل منطقه ضربه خواهد خورد

  2. انور اسماعیلی گفت:

    سپاس مهندس رفیعی عزیز از بابت نگارش بسیار زیبا متن فوق (مثل همه نوشته هایتان) که انچه ازدل برآید لا جرم بر دل نشیند. امید که سیاست های داخلی امارات که دستخوش سلیقه ها شده تغییر کنه و به نفع همه مردم منطقه مان باشد. هرچند میگن پول اوجا برکت داره
    اما کاش لارستان با این همه ادعا و تجار میتونستیم محلی باشیم که خود اقتصاد زا باشه.
    منطقه آزاداقتصادی لارستان مدتی مورد بحث محافل بود…

  3. ناشناس گفت:

    برکت پول امارات با پول ایران در قشر کارگری از زمین تا اسمان متفاوت است.
    فقط رقابت میزان درآمد بین سرمایه دارهاست. که هر دو در امارات و ایران وضعیت درآمدی مناسبی دارند.
    ولی در خصوص قشر کارگر هیچ گاه بازار ایران و لارستان و خور، با این وضعیت فعلی نمی تواند جایگزین مناسبی برای امارات باشد.
    امیداورم روابط سیاسی مجددا مناسب شود.

    • عارف رفیعی گفت:

      من هنوز به راهکارها نپرداخته ام. اصلا هم بحث این نیست که پول امارات بهتر است یا ایران! بحث وابستگی است که مشاهده می کنیم. و راهکارهای مدیریت بحران که در قسمت های بعدی بدان می پردازیم.
      سپاس از توجه شما

  4. مارشال گفت:

    تحلیل خشی اند عارف جان. منتظر بخش دوم اسم بشم انکه آمنم یا اچم ابوظوی

  5. […] رفیعی/ سایت خور: مدتی است که افکار عمومی کشور ما با پدیده ای با نام […]

آخرین نظرات شما
  • سلام دوست عزیز نظر شما بسیار از نظر علمی ضعیف است و هیچ استناد علمی ندارد. برای سخیف بودن حرف شما همین بس که باور دارید «لاری ترکیبی از لاری و کردی است». لطفا کمی مطالعه...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • تبریک به عرفان عزیز و با آرزوی موفقیت های بیشتر و تشکر از زحمات کادر آموزشی مدرسه خواجه نصیر بالاخص مدیریت محترم این آموزشگاه که انصافا تحول خوبی رو در این مدرسه هم از نظ...
    انور اسماعیلی در: گفتگو با عرفان حمیده دانش آموز موفق خوری: در مدرسه خواجه نصیر، فرهنگ و معرفت آموختم.
  • آرزومند هستم نور به قبرش بباره واقعا که هنرمند بوده این خدا بیامورز...
    Fardeen در: آهنگ زیبای “چراغ” را از مرحوم محمدرضا حقیقی لاری بشنوید
  • لطفا با مجموعه جهاد دانشگاهی تماس بگیرید....
    ایوب محمودی در: ثبت نام دوره های تخصصی جهاد دانشگاهی مرکز لارستان آغاز شد
  • سلام و خسته نباشید هزینه دوره تربیت معلم سه سال اول چقدر هست و چقدر زمان میبره؟...
    معصومه در: ثبت نام دوره های تخصصی جهاد دانشگاهی مرکز لارستان آغاز شد
  • بسیار زیبا میشه لینک دانلود آهنگ بذار بباره نم نم بارون مرحوم محمدرضا حقیقی هم بگذارید....
    در: آهنگ زیبای “چراغ” را از مرحوم محمدرضا حقیقی لاری بشنوید
  • با سلام دوست عزیز از پاسخ و نظر شما ممنونم. بنده ممکن است واژه هایی را استفاده کرده باشم که از نظر خوانندگان اندکی تند به نظر برسد اما شما به جنبه های زبان شناسی این مطلب...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • ممنون از پاسخ شما حرف شما کاملا درست است و ما باید زبان لاری را حفظ کنیم . بنده در پایان نامه ی خود بر این امر تاکید کرده ام و همچنان هم در دانشگاه در حال مذاکره برای طرح...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • سلام دوست عزیز، ممنون از نظر شما ببینید حرف شما تا حدی درست است. اما آنچه معیار یک زبان و گویش یا لهجه است تنها درک بین فردی نیست. این معیار وجود دارد اما معیارهایی همچون...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
  • سلام آقای مازیار ممننو از پاسخ شما سخن شما درست است و بنده شما را برای بحث دقیق تر به این لینک که در آفتاب لارستان منتشر کرده ام و در مورد زبان های فارسی باستان و میانه ت...
    MuhammEd Ourang در: نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان: جوابیه ای به «زیبایی شناسی زبان اچمی به مثابه ی زبانی کل نگر» در «اِوَزِ امروز»
آمار بازدید:

بازدید امروز: 146 بازدید

بازدید دیروز: 257 بازدید

بازدید کل : 4303402 بازدید