حقوق انديشي و تکليف انديشي در اسلام

بسم الله الرحمن الرحيم

سید احمد هاشمی

لابد بسيار شنيده ايد که گفته می شود فقه اسلامي يا اسلام ديني تکليف انديش است، بدين معني که اسلام بيشتر به تکاليف ووظايف افراد مي پردازد تا حقوق آنها. در حالي که در دنياي امروز و بويژه در دنياي غرب همه سخن از حقوق است و نه سخن از وظايف. حقوق بشر، حقوق زن، حقوق کودک، حقوق شهروندي، حقوق حيوانات و…

حال سؤال اينجا ست که آيا اسلام واقعاً ديني تکليف انديش است؟ اگر چنين است جايگاه حقوق در اسلام کجاست؟

واقعيت اين است که اين اتهام کاملا بجا ودرست است، يعني اسلام واقعاً ديني تکليف انديش است، و براي پيروان خود تعيين تکليف مي کند. در حالي فلسفه حاکم بر جهان امروز، وبويژه فلسفه حاکم بر جهان غرب، افراد را به حقوقشان واقف مي کند، و آنها را براي رسيدن به آن تشويق مي کند.

لابد مي پرسيد: چرا چنين است؟ اين تفاوت ديدگاه از کجا منشأ مي گيرد؟

پاسخ اين است که تفاوت اين دو ديدگاه، ناشي از تفاوت دونوع جهان بيني وايدئولوژي است.

در جهان بيني سخن ازهست ها و نيست هاست، ودر ايدئولوژي سخن از بايد ها و نبايد ها. در جهان بيني اسلامي، خداوند خالق اين جهان شمرده مي شود، وچون او خالق جهان است، تنها اوست که حق دارد براي مخلوقات خود و بويژه انسان بايد ها و نبايدها را تعيين کند. (أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ) [الأعراف: ۵۴]يعني: آگاه باشيد که آفرينش(هست ها و نيست ها) و فرمان(بايد ها و نبايد ها) از آنِ اوست.

نکته جالب وقابل توجه در اين ميان اين است که اسلام در عين اينکه حقوق افراد را به رسميت مي شناسد، و براي آن قداست قائل است، ولي آن را به خود آنها گوشزد نمي کند، بلکه آنرا در قالب تکليف يا وظيفه به طرف مقابل مي گويد. مثلا اسلام حقوق زن را در قالب وظيفه به شوهرش گوشزد مي کند، وبالعکس، ياحقوق پدر ومادر را در قالب وظيفه به فرزندانشان گوشزد مي کند، و برعکس، ويا حقوق شهروندان را در قالب وظيفه به حاکم گوشزد مي کند،وبرعکس وإلي آخر. واز اينجاست که اسلام ديني حقوق انديش شناخته مي شود.

جالب اينجاست که در همين زمينه حديثي از معاذ بن جبل رضي الله عنه روايت شده که مي گويد: كُنْتُ رِدْفَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَى حِمَارٍ يُقَالُ لَهُ عُفَيْرٌ، فَقَالَ: يَا مُعَاذُ! هَلْ تَدْرِي حَقَّ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ وَمَا حَقُّ الْعِبَادِ عَلَى اللَّهِ؟ قُلْتُ: اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ، قَالَ: (فَإِنَّ حَقَّ اللَّهِ عَلَى الْعِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَلَا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا، وَحَقَّ الْعِبَادِ عَلَى اللَّهِ أَنْ لَا يُعَذِّبَ مَنْ لَا يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا)، فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَفَلَا أُبَشِّرُ بِهِ النَّاسَ؟ قَال:(لَا تُبَشِّرْهُمْ فَيَتَّكِلُوا).رواه البخاري ومسلم

معاذ مي گويد: پشت سر پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بر الاغي بنام عُفَير سوار بودم، که فرمود:(اي معاذ مي داني حق خدا بر بندگان، وحق بندگان بر خدا چيست؟) عرض کردم: خدا ورسولش داناترند. فرمود:(حق خدا بر بندگان اين است که او را پرستش کنند و شريکي براي او قائل نشوند، و حق بندگان بر خدا اين است که کسي که شريکي براي او قائل نشده را عذاب ندهد) عرض کردم اي رسول خدا! آيا مردم را با اين خبر مژده ندهم؟ فرمود:(به آنها مژده نده که توکل مي کنند) يعني بسياري اين ظرفيت را ندارند، وتوکل منفي مي کنند، بطوري که از انجام اعمال نيک دست مي کشند.

لابد مي پرسيد: چه حکمتی در کار است که اسلام حقوق افراد را مستقيماً به خود آنها گوشزد نمي کند، مگر چه عيبي دارد که افراد مستقيما حقوق خود رابدانند؟

پاسخ اين است که اسلام از اين کار هدف تربيتي بسيار والايي داشته است، وآن اين است که اولاً: انانيت وخودمحوری را در افراد ريشه کن سازد. ثانياً: افراد را بر اساس احساس مسئوليت نسبت به خالق ومخلوق تربيت کند. بعبارت ديگر اسلام در اين زمينه در صدد است که افراد را طوري تربيت کند تا أناني وخودانديش وخود پرست نباشند، ونسبت به طرف مقابل خود احساس مسئوليت کنند، در صدد است تا افراد را ايثارگر وفداکار نسبت به طرف مقابل بار بياورد. در صدد است تا افراد را چنان تربيت کند که قبل از اينکه فرد بگويد:(من چه حقي بر گردن ديگران دارم؟) بگويد:(وظيفه من در قبال ديگران چيست؟)

در چنين جوي است که ايثار، گذشت، فداکاري، اخوت، تکافل و… معني پيدا مي کند. در چنين جوي است که افراد فرامادي فکر مي کنند، وبراي مثال شوهر از تمام وجود خود مايه مي گذارد، تا حقوق زن وفرزندانش را بجاي آورد، زن نيز از همه وجود خود مايه مي گذارد تا براي شوهر و فرزندانش محيطي مملو از عشق و محبت فراهم کند. در چنين جوي است که افراد تا آخرين لحظه از پدر ومادر خود پرستاري مي کنند، و براي خلاصي از آنها، آنها را در گوشه خانه سالمندان رها نمي کنند، در چنين جوي است که دغدغه افراد اين است که مبادا حق کسي را پايمال کنند، حتي اگر به حساب پايمال شدن حقوق خودشان تمام شود.

اما در ايدئولوژي حاکم برغرب وجهان صنعتي، متأسفانه “خدا” جايگاهي در تعيين بايدها ونبايدها ندارد، اگر هم جايگاهي داشته باشد، منحصر به گوشه کليساهاست، که آنهم در عصر حاضر بسيار کمرنگ شده است.

لابد مي پرسيد: پس در آنجا چه کسي براي مردم تعيين تکليف مي کند؟

پاسخ اين است که در آنجا سلطه مافوقي بنام خدا جايگاهي ندارد تا براي مردم تعيين تکليف کند، بلکه اين خود افراد هستند که براي خود تعيين تکليف مي کنند(آزادي ودموکراسي هم در همين راستاست) يعني افراد آزادند هر کاري را بر طبق ميل خود انجام دهند، وبراي اينکه اين آزادي افسار گسيخته نباشد، قانون وارد عمل مي شود، وبه افراد گوشزد مي کند که آزادي شما آنجا پايان مي يابد که حقوق ديگران آغاز مي شود.

به عبارت ديگر ايدئولوژي حاکم بر آنجا مبتني بر اومانيسم (Humanism) يا انسان محوري وانديويجواليسم (individualism) يا فرد محوري است، بر اساس اين ديدگاه “فرد”، محور همه اشياء قرار مي گيرد، و بايد همه چيز در راستاي خواسته هاي او پيش برود، به عبارت ساده تر، فرد به جاي خدا نشسته و براي خود و ديگران تعيين تکليف مي کند.و به تعبير قرآن کريم: (أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ) [الجاثية:۲۳]يعني: آيا ديده اي آنکسي که هوي وهوسش را خداي خود قرار داد؟

نتيجه طبيعي اين ديدگاه انسان محورانه اين است که بايدها و نبايدها در راستاي اميال فرد يا انسان پيش مي رود، ونه در راستاي احقاق حقوق ديگران. در اين جو وانفساه، از آنجا که هر کسي در پي احقاق حقوق ذات خويش است(Egoism)، هيچ التفاتي به حقوق ديگران ندارد، ولذا جوي از حقوق انديشي، انانيت وخودمحوري در ميان افراد بوجود مي آيد، همه به فکر اينند که:(من چگونه حق خود را از ديگران بگيرم؟) وجايي براي:(وظيفه من در قبال ديگران چيست؟)وجود ندارد، بنابراين همه حقوق انديش مي شوند، و براي رسيدن به آن با چنگ ودندان به تنازع براي بقاء مي پردازند.(نظريه داروين) وبقول نادر نادرپور:

در این دنیا که مردانش عصا از کور میدزدند ×× من از خوش باوری آنجا محبت جستجو کردم

خلاصه اينکه نظام تکليف انديش اسلام در صدد است تا انانيت و خودپرستی را در انسان ريشه کن کند، در حالی که نظام حقوق انديش، نه تنها در صدد ريشه کن کردن خودپرستی و انانيت نيست، بلکه آنرا به بالاترين حد خود سوق می دهد.

پی آمدهای حقوق انديشي

نتيجه عملي حقوق انديشي اين است که افراد به خود حق مي دهند بهر قيمتي حد اکثر کام خود را از اين دنيا بگيرند.مهم نيست که اين کام گيري به چه قيمتي تمام مي شود، مهم آنست که فرد به کام خود برسد، حتي اگر به قيمت نابودي محيط زيست، مرگ وفلاکت مليونها انسان، وانقراض همه موجودات زنده تمام شود.

شناخت اين نوع حقوق انديشي خودپرستانه، راز بسياري از رفتارهاي انسان امروز را براي ما آشکار مي کند:

مي دانيم که همه عوامل آلاينده ي زيست محيطي، بنحوي با نفت ارتباط مستقيم يا غير مستقيم دارند، در عرصه بين الملل کشوري مثل ايالات متحده بر اساس آمار FACTBOOK CIA در سال ۲۰۰۷، روزانه بيش از ۲۰ مليون بشکه نفت مصرف مي کند، اين ميزان مصرف، برابر با مصرف روزانه چين واتحاديه اروپاست، اين در حالي است که جمعيت چين و اتحاديه اروپا مجموعاً شش برابر ايالات متحده است.

واقعاً چه کسي در آلودگي محيط زيست بيشترين سهم را دارد؟ چرا ايالات متحده تاکنون “کنوانسيون کيوتو” مبني بر کاهش گازهاي گلخانه اي را امضاء نکرده است؟

خنده آور است که ايالات متحده همواره سنگ آلودگي محيط زيست را بر سينه مي زند و براي آن اشک تمساح مي ريزد.

ويا مثلاً چرا جهان غرب و بويژه ايالات متحده با وجود داشتن سلاحههای پيشرفته هسته ای، به برنامه های هسته ای ايران که از قرار معلوم صلح آميز است، گير داده اند، و هر روز برای آن سازی می زنند؟ آيا چيزی غير از انانيت و خود محوری وحقوق انديشی يک طرفه می تواند چنين رفتاری را توجيه کند؟

در سطح اجتماعي نيزچنين است؛ افراد جامعه اين دغدغه را ندارند که چگونه وظيفه خود را نسبت به طرف مقابل انجام دهند، بلکه تمام دغدغه ها به سمتی است، که چگونه حقوق خود را از حلقوم طرف مقابل بيرون بکشند.

زنها در جامعه در قالب حرکات فيمينيستي در صدد اين هستند تا حقوق خود را از حلقوم مردان بيرون بکشند، مردان هم همينطور. کارگران در قالب سنديکاهاي کارگري بفکر اين هستند که چگونه حقوق خود را از حلقوم کارفرمايان بيرون بکشند، زن در خانواده با وسواس تمام به فکر اين است حقوق خود را از حلقوم شوهرش بيرون بکشد، فرزندان دغدغه ي پايمال شدن حقوق خود توسط والدين را دارند، و گاهي براي احقاق حق خود به پليس متوسل مي شوند.

در چنين جوی روابط بين افراد بشر بر اساس بدبينی وتنازع براي بقاء استوار مي شود، اين تنازع گاهي آرام و بي سر وصدا وگاهي در قالب جنگ وستيزه، جنجالي و پر سرو صداست.

خلاصه اينکه همه ديدگاهها بسمت خودمحوري و انانيت واحقاق حق “خود” معطوف مي شود، وکسی نه تنها به فکر دادن حق نيست بلکه فقط به فکر گرفتن آن است، همه از هم طلبکارند، وکسی خود را بدهکار نمی داند، واز اينجاست که اين ضرب المثل از فرهنگ حقوق انديش به فرهنگ ما هم سرايت کرده است که:”حق ستاندنی است، دادنی نيست.”

با اين حساب تعجبی ندارد که طبق آمارهای رسمی، تنها در تهران خودمان در سال ۸۵ آمار طلاق ۳۹% بوده است، يعنی از صد ازدواج حدود چهل ازدواج از هم پاشيده است.

وقتی زن ومرد با ذهنيت طلبکارانه وحقوق انديشانه پا به زندگی مشترک می گذارند، وطرفين بجای رعايت حقوق طرف مقابل، مواظب احقاق حقوق خود هستند، بايد منتظر يک تنازع باشيم، و تنازع هم طبيعتاً منجر به طلاق می شود، وبدينسان آمار طلاق بالا می رود.

نتيجه حقوق انديشی را می توان چنين خلاصه کرد:

حقوق انديشی← أنانيت وخودمحوری← تنازع ودرگيری←تنهايی←احساس پوچی وبيهودگی

بسياری از اين جور آدمها برای فرار از اين تنهايی و پر کردن اين خلأ، به حيوانات دست آموزی (Pets) مثل سگ وگربه پناه می برند، نه از باب حيوان دوستی ورحم وشفقت به حيوانات، بلکه از باب پر کردن خلأ روحی وروانی خود. اين حيوانات مامانی جای يار وهمدم را برای آنها پر می کنند، وگاهی کار به آنجا می رسد که مثلاً در بريتانيا يک خانم محترمه تمام دارائيش را برای سگ ملوسش وصيت می کند. لذا تعجبی ندارد که در امريکا به تنهايی ۷۴.۸ مليون سگ و۹۰ مليون گربه در خانه ها نگه داری می شود (لینک)، در حالی که در همين کشور ۳.۵ مليون نفر آدم بی خانمان وجود دارد.

در پايان خالی از لطف نيست که مقايسه ای بين نظام تکليف انديش ونظام حقوق انديش انجام دهيم:

تکليف انديشی حقوق انديشی
حق دادني است حق ستاندني است
فرد نسبت به ديگران ذهنيت بدهکارانه دارد فرد نسبت به ديگران ذهنيت طلبکارانه دارد
فرد برای احقاق حقوق خود، ابتدا حقوق ديگران را می دهد فرد فقط درراستای احقاق حقوق خويش تلاش می کند.
روحيه گذشت، فداکاری وايثار در افراد گسترش می يابد. روحيه انانيت وخودمحوری در افراد گسترش می يابد.
روحيه اعتماد وتعاون بين افراد ايجاد می شود. نزاع وکشمکش وروحيه بدبينی بين افراد ايجاد می شود.
افراد احساس رضايت وآرامش روحی و روانی دارند. افراد احساس تنهايی، افسردگی وپوچی می کنند.

۳۲ Responses to “حقوق انديشي و تکليف انديشي در اسلام”

  1. ابوعامر :

    السلام علیکم و رحمة الله
    خیلی خوشحالم که بعد از این مدت طولانی دوباره دارید مطلب می نویسید. مثل همیشه هم عالی و بکر!
    باز هم بگم خوشحالمون کردین. موفق و موید باشید

  2. خشنود :

    سید گرامی بسیار خشنود شدم از بروز آمدن نوشته هایت. نوشته ای تحلیلی و پشتوانه دار. به امید خبر بروز آوری پیوسته و زود به زود کنکاش.

  3. ابوحسین عمر :

    خدمت استاد بزرگوار هاشمی

    السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
    خداوند تبارک و تعالی شما را مورد لطف و مهربانی خودش قرار دهد ان شاءالله
    مطلب بسیار خوب و به گفته استاد ابو عامر (الله ایشان را حفظ کند) بکر هست.
    جزاکم الله خیرآ

  4. عادل حیدری :

    استاد عزیز باز هم مطلبتان زیبا ودلنشین بود واز مطالعه آن لذت بردیم .به امید اینکه مطالب بیشتری ار جنابعالی مشاهده نماییم. جزاکم الله عنا کل خیر وبارک الله فیکم

  5. خلفان :

    ايام عيد سعيد قربان بر شما مبارک باد.
    اين عبارت را به عنوان عيدی از ما بپذيريد:

    (قبل از در آخر ويرايش قالب وبلاگ خود قرار دهيد تا وبلاگ شما تکبير گويان شود)

  6. خلفان :

    ظاهرا عبارت را سیستم ارسال نمی کند…

  7. amini :

    من اصلا شما را نمي شناسم اما قلم شيوايتان بي نظير است
    از مطالب زيبايتان واقعا استفاده ميكنم و برخي از آنها را در وبلاگم قرار داده ام خداون جزاي پر بركتي به شما ارزاني دارد

  8. غریبه :

    سلام برادر
    مقالاتت برام خیلی جالب است .اجازه میدهی از مقالاتت در سایت خودم استفاده کنم
    منتظر جوابت هستم
    ضمنا اگه دوست داشتی لینکم کن

  9. آرش :

    دوست گرامی،

    متاسفانه اشکالات زیاد و بنیادین به این نوشته وارد است. به ویژه جدول مقایسه ای که بسیار گمراه کننده است. مثل این که این همه بدبختی، بی سامانی، دروغ، ریا، فحشا، پریشانی، دزدی، عقب ماندگی، آدمکشی، ترور و….. را در این جوامع “تکلیف اندیش” نمی بینید؟؟

    خداوند سبحان بی نیاز است ار همه چیز منجلمه عبادات ما. این تکالیف برای این بود که مردمی وحشی و بدوی را رام کند! تا بتوانند از ظرفیت های انسانی خود که در آفرینش به آن ها اهدا شده (چون تفکر و تعقل) استفاده کرده و به جای وحشی گری، و غارتگری و ویرانگری سلیم شوند و به خلاقیت و ساختن بپردازند.

    اما درباره حجاب دو مطلب زیر ارزش مرور دارد. موفق باشید.

    http://doust۱۱۴.persianblog.ir/۱۳۸۴_۱۲_doust۱۱۴_archive.html#۴۷۴۱۵۴۳

    http://doust۱۱۴.persianblog.ir/۱۳۸۵_۲_doust۱۱۴_archive.html#۵۰۱۳۳۸۰

  10. سيد احمد هاشمي :

    بسم الله
    با تشکر از دوستان عزیز ابوعامر،خشنود،ابوحسین عمر،عادل حیدری، خلفان، amini ،غریبه، و آرش که با اظهار نظرهايشان مرا شرمنده ساختند.
    در باره نظر دوست عزیز آرش عرض کنم که این همه بدبختی، ریا، فحشا، دزدی، عقب ماندگی، ترور و….. را در این جوامع “تکلیف اندیش” می بینم. ولی ظاهرا شما بین”آنچه هستیم” و “آنچه بايد باشيم” تفاوت قایل نشده ايد. آنچه در اين مقاله در باره آن بحث شده است در واقع آنچيزی است که بايد باشيم، نه آنچيزی که هستيم.
    فراموش نکنیم که وضعيتی که در حال حاضر در جهان اسلام حاکم است نتيجه حد اقل یک صد سال تأثیر نظام حقوق انديش استعماری است که جوامع ما را هم حقوق انديش بار آورده است.
    در باره این فرموده تان که:(خداوند سبحان بی نیاز است این تکالیف برای این بود که مردمی وحشی و بدوی را رام کند!و….) آيا منظورتان اين است که فقط بشر بدوی، وحشی وغارتگر بوده، ولذا نياز به عبادت وتکالیف داشته؟ آيا منظورتان اين است که بشر متمدن از خوی وحشیگری و غارتگری رهایی یافته است؟ اگر منظورتان این باشد که ظاهرا شما از سیل وحشیگریهای انسان متمدن در قرن بیستم از قبیل جنگهای جهانی، جنگ ويتنام، جنايتهای جنگی صربها در بوسنی، جنايتهای روسها در چچن، جنايتهای امریکاییها در عراق و افغانستان خبر ندارید.
    متآسفانه انسان متمدن با آن شکل و قیافه آراسته اش آنقدر در وحشیگر ی و چپاولگری استاد است که انسانهای بدوی اوليه باید جلوش لُنگ پهن کنند!!!!.
    موفق باشید

  11. محمد :

    باعرض سلام خدمت آقای هاشمی عزیز

    درمورداین پست تان که اصلامن قبول ندارم ودرآینده به نقدآن خواهم پرداخت اماباعنوانی به نام بحران سکس به روزم که به نظرم نگاهی ازسوی شماباتوجه به اینکه جوانان برای شمامهم است مهم باشد

    ونامه ای پیرامون مطالب حجاب هم دارم که به نقدشماپرداخته ام
    باتشکرنویسند ه وبلاگ چرا؟
    http://chera۲chera.blogfa.com/

  12. سید انعام الدین از کابل :

    سلام بر راهیان راستین اسلام.. امیدا از خداست که مانده نباشید و همیشه سر حال باشید و از کار پیگیر در راه حق تعالی و رسول گرامی اش لذت ببرید. …
    من حالا این مقاله و چند مقاله دیگر را دانلود کردم تا بهره مند شوم. از شما متشکرم..
    وسلام علی من التبع الهدی…

    خدا نگهدار

  13. یک دختر سنی :

    برید قسمت حجاب . اونایی که جواب میخواستن در مورد حجاب مردا

  14. زکریا :

    جزاکم الله خیرا

  15. به اميد طلوع خورشيد تاباني ديگر :

    سلام عليكم
    مقاله بسيار ضعيف است
    لطفا براي اينكه به اسلام و حقيقت بتوانيم بيشتر خدمت كنيم در مسايلي كه تخصص و يا مستعد هستيم نظر بدهيم و قلم فرسايي كنيم.
    نوشته هاي فقهي شما بيشتر ايستا تر است تا فكر و اجتماعي شما؛ لذا سعي كنيد در حوزه فقه اسلامي مطالب بيشتري درج نماييد و در ميداني كه استعداد و توانيي لازم آن را داريد خلاقيت و ابداع به خرج دهيد تا در اينكه در حوزه فكر و انديشه زحمت قلم فرسايي را به خود بدهيد.
    ((هركسي را بهر كاري ساخته اند))
    لطفا خواهشمندم در مورد اين مسايلي كه در زير خواهد آمد بيشتر مطالعه و تامل نماييد:
    معناي معرفت شناختي رئاليسم و نتايج مترتب بر آن
    نسبت حق و حقوق و وظيفه و تكليف در فلسفه اخلاق
    نسبت عدالت و استبداد در فلسفه سياسي و اخلاق
    مكانيزم رواني انسان در كنش و واكنش هاي منشي آن
    دقت بيشتر بر روي آيات و احاديث رسول اكرم اسلام صلي الله عليه و سلم(حتي احاديثي را كه جنابعالي براي استشهاد درستي گفته هاي خود آورده ايد دقت بكنيد كه آيا واقعا به نفع شما و يك طرفه دلالت مي كند؟ )
    دقت بيشتر بر روي نوشته و گفته هاي استاد محترم دكتر عبدالكريم سروش
    دقت بيشتر بر فهم متد و روش متبع در بحث و گفتگوهاي علمي و موضوعي و رعايت اخلاق آن
    در نهايت از اينكه اينگونه صريح صحبت را گشودم بسيار بسيار معذرت مي خواهم ،لطفا سوء تفاهم پيش نيايد.
    ضمنا لطفا اين را در سايت قرار ندهيد چون براي همه نيست فقط براي شماست
    با آرزوي موفقيت و پيروزي

  16. سيد احمد هاشمي :

    دوست عزیز (به اميد طلوع خورشيد تاباني ديگر) وعلیکم السلام
    نخست از لطف و اظهار نظرتان متشکرم، پوزش می خواهم از اینکه بر خلاف توصیه تان نظرتان را نمایش دادم.علتش را هم خدمتتان عرض می کنم:
    ۱- اگر ملاحظه کرده باشید می بینید که ۹۰درصد نظرهای این پست، تعریف، تمجید ویا تشکر از نویسنده مقاله است، وکمتر نظری به نقد مقاله پرداخته است. لذا منصفانه ندیدم نظر انتقادی حضرتعالی را نمایش ندهم.
    ۲- جنابعالی مقاله را ضعیف ارزیابی کرده بودید، وسپس نکاتی عام وکلی را که بی شباهت به ده فرمان حضرت موسی نیست، برایم ردیف نموده بودید. این نظر جنابعالی را ارج می نهم، ولی بنده انتظار داشتم حداقل برخی از وجوه ضعف مقاله را به بنده گوشزد می کردید تا نقدتان برای بنده راهگشا وسازنده باشد. من ادعا ندارم که عقل کل هستم، وادعا هم ندارم که در حوزه فكر و انديشه صاحبنظرم، بقول معروف اين”جُهد المُقلّ” است، وناقص وقابل نقد.
    ۳- به گمانم من دارم در حوزه خودم قلمفرسایی می کنم، چرا که حوزه تخصص من قرآن و علوم متعلق به آن است، وشاید اشتباه به عرض رسیده باشد که من فقیهم.
    مجددا از اظهار نظرتان سپاسگذارم ومنتظر نقدهای سازنده شما هستم
    موفق ومؤید باشید

  17. یک دختر سنی :

    سلام آقای هاشمی ما هم آدمیم
    نکنه یادت رفته یه خورده را جع به حرفام چیزی بگید
    می ترسید از مسائل جنسی و زن و این چیزا حرف بزنید یا خجالت می کشید ها

  18. ع ـملاحی :

    برادر گرامی جناب آقای هاشمی
    السلام علیکم
    خداوند شما را در کارتان موفق بگرداند .جزاکم الله خیرا
    اگر ممکن است حقایق تاریخی بین صحابه را درج بفرمائید.

  19. mahmood :

    may god bless u. PLZ WRITE ABOUT DIFFRENCES BETWEEN SHIIT AND SUNNI BLEIFS.IT IS VERY VITAL FOR EVERY YOUNG LIKE ME .I LL BE MUCH SATISFIED IF SEE SOME ENGLISH ARTICLES IN UR BLOG

  20. رها :

    با سلام

    خوب چه مشکلی پیش می آید اگر جامعه حقوق اندیش باشدو انسان یاد بگیرد زمانی به حقوقش احترام میذارن که به حقوق دیگران احترام بذارد اینجوری رعایت حقوق دیگران دو طرفه میشه
    در جامعه تکلیف مدار: فرض کنید کسی همه ی تکالیفش را خوب انجام دهند ولی دیگران به تکالیفشان عمل نکنن چه بر سر او می آی
    مثلا یک شوهر اگر به تکالیفش خوب عمل کند و زنش نه مرد تا کی می تواند تحمل کند مگر نه این است که اسلام به او اجازه داده در صورتی که کنترل زن از دستش خارج شد برای گرفتن حقش که همانا رسیدن به زندگی ای آرام است او را طلاق دهد و زن دیگری اختیار کند؟ یا حتی اگر او را طلاق ندهد باز او حقش را می خواهد و زن دیگری اختیار می کند
    یا فرزندی که حقوقش توسط والدین پایمال شده مگر نه این است که این ÷ایمال شدن حقش روح وروانش را نابود می کند و حتی آن فرد با این پیمال شدن حقش به دیگران هم صدمه می زند ؟؟؟؟؟

  21. سيد احمد هاشمي :

    با سلام خدمت دوست عزیز”رها”
    در جواب شما باید عرض کنم که شاید شما مقاله را از اول تا آخر نخوانده اید، چرا که تمام این مقاله در صدد این است تا اثبات کند حقوق اندیشی چه پیامدهایی برای جامعه بشری بدنبال دارد، و تکلیف اندیشی تا چه حد می تواند حس گذشت و فداکاری را در افراد جامعه تقویت کند.
    یا شاید هم مقاله را خوانده اید، ولی تکلیف اندیشی و ظلم پذیری را با هم یکی گرفته اید، در حالی خودتان بهتر می دانید که این دو اصلاً با هم یکی نیست، ظلم پذیری یک صفت نکوهیده و ناپسند است در حالی که تکلیف اندیشی یک صفت بسیار پسندیده ای است، جرا که روحیه احساس مسئولیت متقابل و گذشت و فداکاری را در افراد تقویت می کند.
    بهر حال از نظرتان بسیار متشکرم.
    موفق باشید

  22. سيد احمد هاشمي :

    To a brother by the name of Mahmood
    It is my pleasure to see your comment. May Allah bless you too. Regarding controversial issues between Sunni and Shiite I am pleased to inform you that this site doesn’t involve about such this subject. The reason is simple; there are numerous Sunni websites which are concern about that, such as: “Ahle sonnate jonoob” and so forth. I don’t deny the necessity of this kind of subjects and I appreciate it. But I believe that this is not a priority for Sunni community. We are suffering from many problems like: religious illiteracy and misconception of Deen. Then please let me work in this field.
    Thank you again and accept my best regards

  23. مسعود دربه :

    جناب اقای هاشمی من یک جوان سنی اهل رویدر هستم . شما در یک وبلاگ به تاریخ ایران بر اساس هیچ مدرکی فقط بر مبنای یک کتاب که ان هم هیچ سندی بر تایید این نظریه نمی شود توهین کردید . جناب اقای هاشمی مگر شما منشور حقوق بشر کورش کبیر را ندیده اید مگر شما سنگنبشتهای باقی مانده از گذشته را نخوانده اید . یا اثار بجا مانده از گذشتگان که نشان دهنده اون هنر و پیشرفت ایران زمین است را مورد بررسی قرار نداده اید . اینها اثار به جامانده ای هستند که هیچ کس نمی تواند ان را رد کند . تمام دنیا به شکوه و قدرت ما سر تعظیم فرود اورده اند و حالا بسی باعث شرمساری است که در زمانی که باید به این تاریخ ببالیم به اشتباه ان را مورد نکوهش قرار دهیم و ان را اشتباه بخوانیم . این نیست مگر اینکه متاسفانه علمای ما تحت تاثیر فرهنگ عربی قرار گرفته اند و برای بزرگ جلوه دادن تمدن عرب که اصلا از شرایط یک قوم متمدن مبرا هستند تمدن شکوهمند ایران را به دو هزار سال شکوه زیر سوالم می برند . این از بنیاد گرایی علمای ما متاثر است که خواسته و ناخواسته در مردم ما رخنه کرده و باعث عقب ماندگی علمی و فرهنگی مردم ما شده است . چرا برای مردم دلیل و مدرک نمی اورید و متاسفانه مردم ما هرچه علما می گویند را قبول میکنند و از خود فکری ندارند . یعنی دیگران بجای انها فکر می کنند . جاوید ایران با تمام تمدنش

  24. ابوشعيب :

    بسم الله الرحمن الرحيم
    السلام عليكم و رحمه الله و بركاته
    اين مطلب و مطالب قبل را خواندم جالب بودند خواستم نطر بدهم ولي هر چه فكر كردم ديدم نميشود جايي كه كلام و مطلب گرفته شده از قرآن و سنت باشد نظر من بنده در مقابل آن كمي بي ادبي تلقي ميشود بر عمين اساس در اين مورد چيزي ندارم بگويم جز اينكه وفقكم و جزاكم الله عنا و عن المسليمن كل خير در انتها خواهشي داشتم اگر ممكن باشد كتابهاي و مقاله هاي محما العريفي و يا نبيل العوضي و يا عائض القرني را چه بصورت عربي و چه بصورت ترجمه در سايت بياوريد در اخر از خداوند منان براي شما و تمام مسلمين كه سعي در اعلا كلمه الله دارند ارزوي تندرستي و سلامت و موفقيت را دارم

  25. یوسف صلاح :

    سلام استاد هاشمی بنده یک جنوبی هستم از ایران و تا حدودی شما رامی شناسم و ان فیلم شما در باره کنترل جمعیت در بندر عباس دیده ا م خیلی قبول دارم و هر جا که مجال باشد از ان استفاده می کنم و به شدت با برنامه کنترل جمعیت مبارزه می کنم لذا خداوند به شما جزای خیر دهد اما درباره جامعه حق اندیش و جامعه مطلب کوتاه است مفصل تر نیاز به بحث دارد لطفا کامل تر بحث کنید سوال بنده این است که چه می شود اگر به یک جامعه تکلیف اندیش مقدار ی حق شناسی و حق اندیشی هم اضافه کرد لطفا ÷اسخ دهید وسلام خدا حافظ شما

  26. یوسف صلاح :

    سلام علیکم سید بزرگوار رمضان را به شما تبریک می گویم راستی چرا اینقدر دیر به وبلاگ خودتان سر می زنید آن بروز رسانی بکنید یک نکنه عرض بکنم : چرا در صفحه اول وبلاگ به جای عکس مسجد الاقصی اشتباها عکس مسجد قبه الصخره قرار دادید چون این دو با هم تفاوت دارند لذا خواهشمند است برای روشن شدن این موضوع برای مراجعه کنندگان وبلاگ این تفاوت را با عکس آن بیان کنید با امید آن روز که در نخستین قبله مسلمین نماز جمعه به امامت امام واحد مسلمین اقامه کنیم که به فضل خدا این دور نخواهد بود خدا حافظ

  27. Anonymous :

    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام خدمت شما اقای هاشمی اگه میشه هر ماه به بار بیایین گچویه و سخنرانی کنید
    با تشکر

  28. شقئهد :

    www.khorshidtaban.blogfa.com

  29. عبدالله محمد شريف :

    اقاي هاشمى باور كنيد خيلي دوست دارم با شما دوست شوم شما براي اولين بار در ماه رمضان به همراه شيخ خطيب در مسجد قشم ملاقات كرده ام,مي خواهم شماره تلفن شما را داشته باشم.(۰۹۱۹۴۱۸۲۰۸۸)محرمانه.

  30. عبدالله محمد شريف :

    با عر ض سلام خدمت استادعاليقدر ؤدوست عزيز اقاي هاشمي نظر حقير اين است كه خداوند تعالي اسلام را به عنوان ديني كامل واعلا معرفي كرده ايا برنامه ايي كه از طرف خدا تدوين شدة مي توان دران به نقصان كشت؟ تكليف صرفا ومطلقا دستور و وظيفه نيست…..اكر ما باتدبر به برنامه هاي خدا نكاه كنيم متوجه ميشويم كه اين برنامه منسجم ومنظم وكامل خداوند كه ما اسم ان را(تكليف ودستور) ميناميم جيزي جز اسايش سلامتي روح و روان جسم وجسم وجامعه جيز ديكري نيست……..ايا حق وحقوقي كه ما از ان صحبت مي كنيم ايا جيزي جز (امنيت.رفاه.اسايش.و سلامتي روح وروان وجسم جامعه ميباشد؟؟؟…اكر دغدغه ومشكل ما امروز اين است بس مطمئن باشيم ؤشك نكنيم كه برنامه خداوندي براي رسديدن به ه\اين حق وحقوق است

  31. عبدالله محمد شريف :

    با عر ض سلام خدمت استادعاليقدر ؤدوست عزيز اقاي هاشمي نظر حقير اين است كه خداوند تعالي اسلام را به عنوان ديني كامل واعلا معرفي كرده ايا برنامه ايي كه از طرف خداوند تدوين شدة مي توان دران به دنبال نقصان كشت؟ تكليف صرفا ومطلقا دستور و وظيفه نيست…..اكر ما باتدبر به برنامه هاي خداوند نكاه كنيم متوجه ميشويم كه اين برنامه هاي منسجم ومنظم وكامل خداوندي كه ما اسم ان را(تكليف ودستور) ميناميم جيزي جز براي رسيدن به اسايش و سلامتي روح و روان و جسم و وجامعه نمي باشد و نيست……..ايا حق وحقوقي كه ما از ان صحبت مي كنيم جيزي جز (امنيت.رفاه.اسايش.و سلامتي روح وروان وجسم و جامعه ميباشد؟؟؟…اكر دغدغه ومشكل ما امروز اين است بس مطمئن باشيم ؤشك نكنيم كه برنامه خداوندي براي رسديدن به اين حق وحقوق است نه تنها در اين دنيا. بلكه در منزلكاه ديكري به نام اخرت ….البته رسيدن به اين حق وحقوق مشروط به درست يا نادرست بياده كردن برنامه كامل وتدوين شده ميباشد…..بس ((حق وحقوق)) در قالب((تكليف))در كف ماست كافيست كه ان را شناسايي كرده وبه ان جنك بزنيم.

  32. عبدالله محمد شريف :

    نظريه اولي بنده كامل نمي باشد…..اقاي هاشمي بيام وتلفن شما به دستم رسيد باؤر بفرماييد بسسسييياررر خوشحال وخرسند شدم اميدوارم كه شايستكي دوستي با شما را داشته باشم((امين))

نظر بدهید